مالهاى ايشان حق معلوم ثابت است به جهت آن مستحقى « 1 » كه سؤال كند از درماندگى و عَنا « 2 » ، و آن مستحقى كه سؤال نكند از روى شرم و حيا و به سبب سؤال ناكردن محروم ماند از عطا .
سيوم ، زكات ماسوا غلات چهارگونه از غلات ؛ هر چه مكيل يا موزون است به غير از خربزه و خيار و سبزىها ، به شروط غلات اربع .
چهارم ، زكات ماديان « 3 » به شرط آنكه در تمام سال بچَرَد و از مال صاحب نخورد ؛ در « عتيق » - يعنى اصيل الوالدين « 4 » - سالى دو دينار و در « بِرذَون » - يعنى غير اصيل الطرفين - سالى يك دينار .
پنجم ، زكات مالى كه چند سال در دست مالك نباشد و بعد از آن ، به دست او آيد . مستحب است كه زكات يك سالهء آن « 5 » را بدهد .
ششم ، زكات مال طفل و مجنون كه وَلىّ ، به جهت ايشان تجارت كند به شروطى كه در زكات مال تجارت مذكور شد .
هفتم ، زكات مالى كه مالكش حيله كرده باشد كه زكات بر او واجب نشود .
هشتم ، زكات مالى كه در رسيدن به نصاب آن شك داشته باشد .
نهم ، زكات مال تجارت چنان كه گذشت .
و اما استحباب زكات در حاصل مستقلّات ، مثل حمام و دكان و كاروانسرا - چنان كه مشهور است ميان فقها - مستندى ندارد و به ثبوت نپيوسته .
هامش
( 1 ) . نسخهء « م » : « آن مستحق » .
( 2 ) . رنج ، سختى .
( 3 ) . اسب ماده .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « م » : « اصيل الوالدين يعنى پدر و مادرش هر دو نجيب باشد ؛ يعنى عربى » .
( 5 ) . نسخهء « ق » : « او » .