تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشت در بهشت ( ده رساله از علامه فيض كاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مال‌هاى ايشان حق معلوم ثابت است به جهت آن مستحقى « 1 » كه سؤال كند از درماندگى و عَنا « 2 » ، و آن مستحقى كه سؤال نكند از روى شرم و حيا و به سبب سؤال ناكردن محروم ماند از عطا . سيوم ، زكات ماسوا غلات چهارگونه از غلات ؛ هر چه مكيل يا موزون است به غير از خربزه و خيار و سبزىها ، به شروط غلات اربع . چهارم ، زكات ماديان « 3 » به شرط آن‌كه در تمام سال بچَرَد و از مال صاحب نخورد ؛ در « عتيق » - يعنى اصيل الوالدين « 4 » - سالى دو دينار و در « بِرذَون » - يعنى غير اصيل الطرفين - سالى يك دينار . پنجم ، زكات مالى كه چند سال در دست مالك نباشد و بعد از آن ، به دست او آيد . مستحب است كه زكات يك سالهء آن « 5 » را بدهد . ششم ، زكات مال طفل و مجنون كه وَلىّ ، به جهت ايشان تجارت كند به شروطى كه در زكات مال تجارت مذكور شد . هفتم ، زكات مالى كه مالكش حيله كرده باشد كه زكات بر او واجب نشود . هشتم ، زكات مالى كه در رسيدن به نصاب آن شك داشته باشد . نهم ، زكات مال تجارت چنان كه گذشت . و اما استحباب زكات در حاصل مستقلّات ، مثل حمام و دكان و كاروانسرا - چنان كه مشهور است ميان فقها - مستندى ندارد و به ثبوت نپيوسته .
هامش
( 1 ) . نسخهء « م » : « آن مستحق » . ( 2 ) . رنج ، سختى . ( 3 ) . اسب ماده . ( 4 ) . در حاشيهء نسخهء « م » : « اصيل الوالدين يعنى پدر و مادرش هر دو نجيب باشد ؛ يعنى عربى » . ( 5 ) . نسخهء « ق » : « او » .