درِ سيوم : در بيان نصاب نَقْدين « 1 » و قدر زكات آن
كمتر از بيست دينار از طلا زكات ندارد . به بيست دينار كه رسد ، چهل يك « 2 » آن را مىدهد . ديگر هر چهار دينار كه زياد شود چهل يكِ مجموع را مىدهد . و بعد از بيست ، هر چهارى كه ناتمام باشد زكات ندارد .
و كمتر از دويست درهم از نقره زكات ندارد . به دويست كه رسد چهل يكِ آن را مىدهد . ديگر هر چهل درهم كه زياد مىشود چهل يكِ مجموع را مىدهد . و بعد از دويست ، هر چهلى كه ناتمام باشد زكات ندارد .
و درهم به وزن ، چهل و هشت دانه جو است كه ميانه باشد ؛ نه بسيار بزرگ ، نه بسيار خُرد « 3 » . و دينار به وزن ، يك درهم و سه هفتِ يك درهم است . و درنصابِ مغشوش « 4 » ، وزن صافى را اعتبار كنند و غِش « 5 » را بيندازند .
درِ چهارم : در بيان نصاب أنعام ثلاثه « 6 » و قدر آن
كمتر از پنج شتر زكات ندارد . به پنج كه رسد يك گوسفند مىدهد .
ديگر هر پنج كه زياد مىشود يك گوسفند زياد مىشود تا به بيست و شش رسد ، پس يك شتر مادهء يك ساله مىدهد . ديگر ، به سى و شش كه
هامش
( 1 ) . سكهء طلا و نقره .
( 2 ) . يك چهلم .
( 3 ) . نسخهء « ق » : « و نه بسيار خُرد » .
( 4 ) . غير خالص .
( 5 ) . چيزى كمبها كه در چيز گرانبها مخلوط كنند .
( 6 ) . شتر و گاو و گوسفند .