درِ ششم : در ذكر كفّارات و تلافى خللها
چون كفارهء شكار كردن بسطى از سخن مىطلبد كه مناسب اين رساله نيست و احتياج به آن نيز كمتر مىشود ، طى آن مىشود « 1 » .
هرگاه مُحرم جماع كند يا طلب منى يا بوسه يا عقد ، بر او لازم است كه شترى قربان كند . و به جِماع ، حج يا عمرهء او فاسد مىشود و بر او واجب است كه آن فاسد را تمام « 2 » كند و يك بار ديگر اعاده كند مگر آنكه بعد از وقوفِ به مشعر باشد در حج ، و بعد از سعى باشد در عمره ، كه در اين هنگام اعاده لازم نيست . و بايد كه با آن زن خلوت نكند در آن مكان تا فارغ شود از مناسك .
و اگر جامه كه نبايد پوشيد ، بپوشد يا مرد سر را بپوشد يا زن رو را يا موى از بدن ازاله كند يا ناخن هر دو دست يا هر دو پا را بگيرد يا هر چهار را در يك مجلس يا سه نوبت پياپى قسم ياد نمايد يا جدال كند به حق ، از حيوانات چهارگونه هر چه خواهد قربانى كند و گوشت آن را تصدّق نمايد .
و اگر جدال به خطا باشد گاوى بكشد . و اگر يك ناخن بگيرد مُدّى « 3 » از طعام بدهد مگر آنكه به جهت وضو بوده باشد . و [ اگر ] « 4 » اينها از روى جهل يا سهو يا نسيان واقع شود استغفار كند در همه .
هامش
( 1 ) . طى كردن : پنهان كردن . مراد صرف نظر كردن است .
( 2 ) . نسخهء « خ » : « اتمام » .
( 3 ) . پيمانهايست واحد سنجش . تقريباً 750 گرم .
( 4 ) . از نسخهء « ى » .