و بوى خوش است ؛ بوييدن و خوردن و در بينى يا گوش چكانيدن و در چشم كشيدن و به بدن ماليدن و حُقنه نمودن « 1 » . و اگر ضرور شود ، بينى را بگيرد . و بينى از بوى بد نگيرد . و احوط آن است كه روغن اصلًا نمالد و اگر چه خوش بو نباشد .
و سرمهء سياه كشيدن است و نگاه در آينه كردن و موى ستردن و اگر چه موى غير باشد ، و ناخن چيدن و خون از بدن بيرون كردن و كشتن جانوران بدن و انداختن آن ، و دروغ گفتن و دشنام دادن و تفاخر كردن و مجادله نمودن و قسم خوردن .
و مردان را سر پوشيدن و زنان را رو پوشيدن مگر آنكه ساترى را بر سر بياويزند كه به روى ايشان نرسد .
و مردان را پيراهن و زيرجامه و قبا و جامهء بند دار پوشيدن . و احوط آن است كه مرد ، دوخته مطلق نپوشد مگر آنكه سرازير بر دوش افكند ، و زن ، حرير و آنچه بر دست مىكشند - آن را الجك گويند - ترك كند .
و سر به آب فرو بردن و در حالِ سير ، سايه كردن « 2 » و انگشتر براى زينت پوشيدن نه براى سنت . و زنان را زيورى كه معتاد « 3 » نباشد پوشيدن ، و معتاد را براى زينت پوشيدن و بر شوهر عرض كردن .
و مكروه است حنا بستن از براى زينت و داخل حمام شدن و كيسه كشيدن . و در حال اضطرار همهء اينها جايز است ، امّا كفاره ساقط نمىشود .
هامش
( 1 ) . داخل كردن دواى مايعى را به وسيلهء آلتى مخصوص از راه مقعد در رودهها ، اماله .
( 2 ) . در سايه قرار گرفتن .
( 3 ) . متعارف .