پس از « باب الصفا » « 1 » بيرون رود و بر صفا بايستد و رو به خانهء كعبه كرده متوجه ركنى شود كه حجرالاسود در آن است و دعا كند . پس متوجه مروه شود به سكينه و وقار به نيت سعى تمتع به قصد قربت . و چون به « مناره » « 2 » رسد سرعت در مشى « 3 » كند تا « زُقاق العطّارين » « 4 » . باز از آنجا آهسته برود تا مروه ، و در آنجا نيز متوجه خانهء كعبه شده ، بايستد و دعا و تضرع نموده بگريد .
پس متوجه صفا شود به آهستگى در طرفين و سرعت در ما بين ، و همچنين در هر شوط . و در اثناى سعى ذكر مىكند به آنچه منقول است .
و سواره نيز سعى مىتوان كرد در حال اختيار . و در ، اثنا استراحت مىتوان نمود . و قطع نيز مىتوان ، به جهت حاجتى و باز بنا نهاد بر جايى كه گذاشته بود .
و چون فارغ شود ، تقصير نمايد به قصد قربت و حلق نكند . و مُفرِد و قارِن ، بَدَل تقصير ، حلق نيز توانند كرد . و اين آخر افعال عمره است . و به اين تقصير ، حلال شود بر او جميع چيزها كه بر خود حرام ساخته بود . و طواف نساء در عمرهء تمتع ساقط مىشود .
هامش
( 1 ) . « صفوان گفت : سؤال كردم از حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه از « باب صفا » كه سنت است كه چون متوجه سعى شوند از باب صفا بيرون روند ، اصحاب و استاذان ما در آن اختلاف كردهاند ؛ بعضى مىگويند محاذى چاه زمزم است . . . و بعضى مىگويند كه آن درى است كه محاذى حجرالاسود است . حضرت فرمودند كه باب الصفا درى است كه برابر حجر الاسود است » ( لوامع صاحبقرانى ، ج 8 ، ص ، 54 ) .
( 2 ) . موضعى در جانب « صفا » .
( 3 ) . راه رفتن .
( 4 ) . موضعى در جانب « مروه » .