درِ دوم « 1 » : در بيان صفت هر يك از اين دو عبادت و واجبات آن بر سبيل
اجمال و ذكر انواع آن و آنكه هر نوعى ، بر كه واجب است
بدان كه حج عبارت است از احرام بستن - يعنى كارى چند معين را كه ذكر آن خواهد آمد بر خود حرام ساختن - در ميقاتى « 2 » كه در شرع قرار دادهاند - و آن در هر راهى ، موضعى است معين - ، پس چهار « تلبيه » گفتن به الفاظى كه منقول است .
و از زوال روز عرفه تا غروب آفتاب در « عرفات » وقوف نمودن اگر ميسّر شود ، و الّا آنچه ميسر شود از زوال تا طلوعِ آفتابِ روزِ عيد .
و تتمهء شب عيد را تا طلوع آفتاب در « مشعر » به سر بردن اگر ميسّر شود ، و الّا مُسمّاىِ « بودن » « 3 » در آن قبل از زوال عيد .
و روز عيد در « منى » « جمرهء عقَبَه » « 4 » را به هفت سنگ زدن ، و « هَدْىْ » « 5 » قربان كردن - از شتر يا گاو يا گوسفند يا بُز - ، و از آن خوردن . و اگر هَدىْ
هامش
( 1 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « دويم » .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء « ق » و « م » و « خ » : « ميقات اسم مكانى است كه در آنجا احرام بسته مىشود و آن از براى اهل عراق موضعى است كه آن را « مسلخ » مىگويند و بعد از آن موضعى است كه آن را « عقيق » مىگويند و آخر آن موضعى است كه آن را « ذات عرق » مىگويند . و از براى اهل مدينه « مسجد شجره » است و از براى اهل شام موضعى است كه آن را « يلملم » مىگويند . و اطفال را از جايى كه آن را « فخ » مىگويند برهنه مىكنند . و هر كه حج كند از راه دريا از راهى كه نرسد به هيچ يك از اين ميقاتها محرم مىشود گاهى كه ظن او غالب باشد كه رسيده است به محاذات يكى از اين ميقاتها » .
( 3 ) . مدتى كه بر آن ، اسم « بودن » و « وقوف » در مشعر صدق كند .
( 4 ) . جمرات حج ، سه موضع است در منى كه آنها را « جمرة الاولى » و « جمرة الوسطى » و « جمرة العقبة » گويند و حاجيان در آنها بايد جمره ( سنگريزه ) بياندازند .
( 5 ) . چارپايانى كه جهت قربانب به مكه فرستند .