و نيز در « تهذيب » و « استبصار » به اسناد صحيح از زراره روايت كرد كه گفت : « حَثَّنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام » ؛ ترغيب كرد ما را امام جعفر صادق عليه السلام ، « عَلَى صَلَاةِ الْجُمُعَةِ » ؛ بر نماز جمعه ، « حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ يُرِيدُ أَنْ نَأْتِيَهُ » ؛ تا اينكه گمان كردم كه اراده دارد كه به نزد او بياييم و با او نماز بگزاريم ، « فَقُلْتُ : نَغْدُو عَلَيْكَ ؟ » ؛ پس گفتم : فردا بياييم ؟ « فَقَالَ : لَا ، إِنَّمَا عَنَيْتُ عِنْدَكُمْ » « 1 » ؛ فرمود : نه ، خواستم كه پيش خود نماز بگزاريد .
و اين به جهت آن بود كه آن حضرت در زمان تقيّه بود و نمىتوانست كه خود ، نماز جمعه بگزارد مگر با مخالفين ، ليكن اصحابش را در آن اوقات ، مقدور بود كه پنهان بگزارند .
و نيز در هر دو كتاب به اسناد موثّق روايت كرده از عبدالملك بن أعين كه گفت : حضرت امام محمّد باقر عليه السلام به من گفت : « مِثْلُكَ يَهْلِكُ وَ لَمْ يُصَلِّ فَرِيضَةً فَرَضَهَا اللَّهُ » ؛ مثل تويى هلاك شود و نگزارده باشد فريضه را كه خداى تعالى فرض گردانيده ، « قُلْتُ : كَيْفَ أَصْنَعُ ؟ » ؛ گفتم :
چون كنم ؟ « قَالَ : صَلُّوا جَمَاعَةً ، يَعْنِي صَلَاةَ الْجُمُعَةَ » « 2 » ؛ فرمود : نماز در جماعت بگزاريد ، يعنى نماز جمعه بگزاريد .
و نيز در هر دو كتاب و كتاب كافى به اسناد حسن روايت كردهاند ازحضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى مَنْ كَانَ مِنْهَا عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ » ؛ نماز جمعه واجب است بر هر كسى كه بر سر دو فرسخ باشد از آن ، « فَإِنْ زَادَ عَلَى ذَلِكَ » ؛ پس اگر بيشتر باشد ، « فَلَيْسَ
هامش
( 1 ) . تهذيب ، ج 3 ، ص 239 ، ح 17 ؛ استبصار ، ج 1 ، ص 420 ، ح 3 ؛ وسائلالشيعه ، ج 7 ، ص 309 ، ح 9433 .
( 2 ) . تهذيب ، ج 3 ، ص 239 ، ح 20 ؛ استبصار ، ج 1 ، ص 420 ، ح 4 ؛ وسائلالشيعه ، ج 7 ، ص 310 ، ح 9434 .