از هستى خويش تا تو غافل نشوى * هرگز به مراد خويش و اصل نشوى
از بحر ظهور تا به ساحل نشوى * در مذهب اهل عشق كامل نشوى
و در اين معنى مترجم گويد :
پاى بر سر خود نِه ، دوست را در آغوش آر * تا به كعبهء وصلش دورى تو يك گام است
و مستحب است كه چون سر از سجود بردارد ، بر ران چپ نشيند و پشت قدم پاى راست را بر شكم قدم چپ بگذارد و در خاطر بگذارند كه بار خدايا ! حق را بلند گردان و باطل را بميران . و اگر زن باشد بر كَفَل « 1 » بنشيند و زانوها را بالا دارد و كف پاىها بر زمين نهد . چون قرار گيرد تكبيرى بگويد و استغفار كند .
و افضل آن است كه بگويد : « اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي » ؛ بار خدايا بيامرز مرا ، « وَ ارْحَمْنِي » ؛ و رحم كن مرا ، « وَ اجْبُرْنِي » ؛ و شكستگىهاى مرا درست كن و نقصانهاى مرا تلافى كن ، « وَ اهْدِنِي » ؛ و راه بنماى مرا ،
« إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ »
« 2 » ؛ به درستى كه من مر آن چيزى را كه فرو فرستادى به سوى من از نيكىها محتاجم .
و اگر اقتصار كند بر گفتن « أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْه » - يعنى طلب آمرزش مىكنم پروردگار خود را و باز مىگردم به سوى او - ، كافى است . بعد از آن ، تكبيرى ديگر بگويد از براى سجود دوم در حال جلوس « 3 » ، و بعد از سر برداشتن از سجود دوم نيز تكبير بگويد و لمحهاى درنگ كند .
هامش
( 1 ) . ران .
( 2 ) . قصص ، آيهء 24 . كافى ، ج 3 ، ص 321 ، ح 1 .
( 3 ) . نسخهء « ق » و « خ » : « در حال سجود » .