العرب اذا ارادت ان تصف الشيئ بالدوام ابدا قالت : هذا دائم دوام السموات و الارض بمعنى انّه دائم ابدا 65 » . نكتهء ظريف آن است كه خلود به « ما دامت السموات و الارض » مقيّد شده و بر طبق نصّ صريح قرآن ، آسمانها و زمينها ابديت ندارند و زمانى فرامىرسد كه آسمانها درهم پيچيده مىشود اين زمين ويران مىگردد و به زمين ديگرى تبديل مىشود .
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ . . . »
( ابراهيم / 48 )
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ . . . »
( انبياء / 104 )
ليكن بايد دانست كه اينگونه تعبيرات در زبان عربى وجود دارد و كنايه از ابديت و جاودانگى نسبى است همچنانكه مىگويند : اين وضع برقرار خواهد بود « مالاح كوكب » مادام كه ستارهاى مىدرخشد . يا « مالاح الجديدان » مادام كه شب و روز وجود دارد 66 .
در بحث از آيهء :
« وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً . . . »
( يونس / 99 ) كه شايد اشارتى به ايمان اجبارى و اضطرارى باشد - البته اينگونه ايمان ارزشى هم ندارد - و لازمهء اصل آزادى اراده آن است كه انسانها از روى درك و شعور به خدا ايمان آورند .
طبرى در پاسخ برخى از طاعنان كه گفتهاند : كلمهء « كل » بر جميع دلالت مىكند و « جميع » همان « كل » است « فما وجه تكرار ذلك و كلّ واحدة منهما تغنى عن الاخرى » گفته است 67 : اين خود يك نوع تأكيد است و در قرآن اينگونه عبارات مؤكد هست مانند :
« . . . لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ . . . »
( نحل / 51 ) كه خدا دستور داده ، دو معبود براى خود انتخاب نكنيد . كلمهء
« اثْنَيْنِ »
براى تأكيد آمده است ، در صورتى كه
« إِلهَيْنِ »
خود بر مثنّى دلالت مىكند .
در بحث از آيهء :
« إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
« * »
»
. ( يوسف / 4 )
هامش
* . يعنى : [ به يادآور ] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت : پدرم ، من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مىكنند .