تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
است ، همان‌طور كه در آيهء :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ . . . »
( طلاق / 1 ) نيز چنين است . و حتى در آيات قرآنى ، براى خطاب به يك فرد ، گاه مثنى آورده مىشود همان‌طورى كه در آيهء :
« قالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما فَاسْتَقِيما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« * »
»
( يونس / 89 ) از خطاب مفرد به مثنى عدول شده زيرا در آيهء پيشين ، موسى با خدا راز و نياز مىكند و مىگويد :
« وَ قالَ مُوسى رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِينَةً وَ أَمْوالًا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
« * »
»
( يونس / 88 ) طبرى افزوده است 71 كه در شعر عرب هم نظير دارد همچون مضرس بن ربعى الاسدى كه گفته است :
فقلت لصاحبى لا تعجلانا * بنزع اصوله و اجتّزشيحا
حتى طبرى نوشته است 72 : گاه ممكن است دو چيز ذكر بشود و تنها براى يكى از آن دو چيز ضمير آورده شود ، همان‌طورى كه در آيهء
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ
« * * * »
. . »
( يونس / 5 ) چنين است يعنى دو كلمهء « شمس و قمر » آمده و تنها براى « قمر » ضمير آورده است . طبرى در بحث از آيهء مزبور دو وجه را بدين طريق بيان كرده است : « احدها ان تكون « الهاء » فى قوله :
« قَدَّرَهُ »
للقمر خاصّة ، لانّ بالاهلّة يعرف انقضاء المشهور و السنين ، لا بالشمس » . « و الآخر : ان يكون اكتفى بذكر احدهما عن الآخر » نظير آيه :
« . . . وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ
« * * * »
. . »
( توبه / 62 ) كه قاعدتا مىبايست ضمير در
« يُرْضُوهُ »
به صورت مثنى آورده شود ، زيرا مرجع ضمير دو چيز است ، ليكن به صورت مفرد آورده شده و شايد هم منظور اين بوده كه گفته شود ، رضايت پيامبر از رضايت خدا
هامش
* . با آنكه دعاكننده موسى است ولى قرآن به موسى و برادرش خطاب مىكند كه من دعاى شما را اجابت كردم ، در راه عقيدهء خود استوار باشيد و استقامت به خرج دهيد و از راه جاهلان نرويد و برنامه‌هاى خود را اجرا كنيد . . . * * . يعنى : موسى گفت : پروردگارا ، تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالى سرشار در زندگى دنيا داده‌اى . . . * * * . يعنى : خدا وجودى است كه خورشيد را روشنايى و ماه را نور قرار داد و براى آن منزلگاههايى مقدر كرد تا عدد سالها و حساب كارها را بدانيد . . . ضياء ، نور ذاتى است . و « نور » مفهوم اعمى دارد كه هم ذاتى را شامل مىشود و هم عرضى را . ر ك : تفسير نمونه ، 8 / 226 . * * * * . يعنى : . . . شايسته‌تر اينست كه خدا و رسولش را راضى سازند . . .