تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
و اليوم الآخر » و سپس براى توضيح بيشتر ، مثال هم آورده و افزوده است وقتى مىگويند : « الجود حاتم » و « الشجاعة عنتره » معنايش « الجود جود حاتم » و « الشجاعة شجاعة عنتره » مىباشد . در واقع ، در اين مورد تأكيد بيشتر است و در اين صورت مطلب بهتر درك مىشود ، همان‌طور كه وقتى مىگويند : « زيد عدل » يعنى زيد عدالت‌پيشه است و گويى تمام وجودش عدل است و جز عدل ، چيزى در او نيست . البته طبرى گفته است علاوه بر اينكه مىتوانيم معناى آيه را « لكنّ البرّ برّ من آمن باللّه و اليوم الآخر . . . » بدانيم ، در پايان مبحث افزوده است : « و قد يجوز معنى الكلام : و لكنّ البّار من آمن باللّه ، فيكون « البرّ » مصدرا وضع موضع الاسم » « * » . در بحث از آيهء :
« نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ . . . »
( بقره / 223 ) طبرى گفته است : اولا از باب تسميهء سبب به اسم مسبّب « حرث » در اينجا به معناى « مزرعه » است « اما الحرث فهى مزرعة يحرث فيها » . « فاتوا » [ - فاء + فعل امر از مادهء اتيان و در اين آيه ، كنايه از جماع است ] همان‌طورى كه در آيهء پيش از آن نيز به همين معناست
« . . . فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ . . . »
طبرى در جملهء
« أَنَّى شِئْتُمْ »
كه مورد اختلاف است ، بحث جالبى را طرح كرده و در آن به مسئلهء تفاوت داشتن برخى از كلمات به ظاهر هم معنى اشاره كرده و افزوده است كه برخى از كلمات ظاهرا داراى يك معنى هستند ولى در اصل با يكديگر تفاوت دارند و تفاوت آنها خيلى ظريف است و فقط از پاسخ گوينده مىتوان به تفاوت آنها پى برد . مثلا « اين » از ادات استفهام است و براى پرسش از مكان و محل به كار مىرود ؛ زيرا وقتى مىگويند : « اين اخوك » ؟ در جواب مىگوييم : « ببلدة كذا » يا « موضع كذا » پس اين براى سؤال از مكان به كار مىرود . ولى « كيف » براى سؤال از حالت است مثلا وقتى مىگويند : « كيف انت » ؟ در جواب مىگويند مثلا « بخير » و يا « فى عافية » . ليكن اگر بگويند : « انّى يحيى اللّه هذا الميّت ؟ » جواب اين است كه گفته شود : « من وجه كذا » و يا مثلا اگر بگويند : « انى لك هذا المال ؟ » در جواب گفته مىشود :
هامش
* . اين سخن را ابو عبيده در صفحهء 65 « مجاز القرآن » گفته است و فراء هم در جلد يكم ص 104 « معانى القرآن » .