بگويد : « و ليس ذلك بموجود فى القرآن ، فما دلالتك على انّ معناه ؟ » در جواب مىگوييم : « من شأن العرب الايجاز و الاختصار » .
طبرى نمونههاى فراوانى هم از « حذف » و « ايجاز » شعر شاعران عرب ذكر كرده و افزوده است كه در كلام عرب ، قاعدهء كلى بر اين است كه در مواردى كه ايجاب كند ، كلام را موجز آورند و مختصر كنند 13 .
در بحث از آيهء
« . . . وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ »
« * » ( بقره / 35 ) طبرى به حذف جملهء شرطى اشاره كرده 14 و گفته است : بنا به اعتقاد نحويان كوفه ، عبارت در اصل چنين بوده است :
« و لا تقربا هذه الشجرة فانّكما ان قربتما كنتما من الظالمين »
و حذف جملهء شرطى بر بلاغت جمله افزوده است و جمله به صورت
« وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ »
بيان شده است .
در بحث از آيهء
« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً . . . »
( بقره / 10 ) طبرى به حذف و اسناد فعل به غير فاعل اصلى اشاره كرده و گفته است :
در واقع معناى اصلى آيه ، چنين است : « فى اعتقاد قلوبهم ، الذين يعتقدونه فى الدين و التصديق بمحمد ( ص ) و بما جاء به من عند اللّه ، مرض و سقم » .
بيمارى قلبى منافقان و دورويان ، در اين آيه شك و ترديد آنان است در نبوت پيامبر و آنچه كه بر او نازل شده [ - قرآن مجيد ] .
طبرى ، براى اينگونه حذفها ، از اشعار شاعران عرب هم ، مثالهايى آورده است همچون شعر عنترهء عبسى :
« هلّا سألت الخيل يا ابنة مالك ؟ * ان كنت جاهلة بما لم تعلمى »
كه در اصل بوده است : « هلا سألت اصحاب الخيل ؟ »
و يا گفتار آنانكه گفتهاند : « يا خيل اللّه اركبى » كه مقصود : « يا اصحاب خيل اللّه اركبوا » بوده است . طبرى در اين مورد شواهد فراوانى ذكر كرده است 15 .
در بحث از آيهء
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
( سورهء حمد / 5 ) طبرى ، علاوه بر اينكه ،
هامش
* . يعنى : نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد .