اصحاب الايكه
در معنى « ايكه » كه در آيهء شريفهء
« كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ »
آمده و طبرى اصحاب الايكه را اهل مدين دانسته بلعمى اعتراض كرده و مىگويد : « و ايكه بتازى غيضه خوانند يكى درختستان و مرغزار خرم بود و خداى تعالى ايشان را نعمت بسيار داده بود و همه بتپرست بودند و ترازو و پيمانه كم داشتند يكى آنكه بستدندى و يكى آنكه بدادندى ، آنكه بستدندى افزون بودى و آنكه بدادندى كم بودى و ايشان را درم بودى كه بشمار دادندى و نسختندى و هرگاه كه آن درم بدادندى لختى از او ببريدندى گرداگرد چنان كه پيدا نبودى و كم شدى ، و محمّد بن جرير ايدون گفت كه اهل مدين ديگر بودند و اصحاب الايكه ديگر و شعيب هر دو شهر را پيغمبر بود و نه چنين بود كه او روايت كرد سوى خداوندان تفسير و اخبار و علما اندر تاريخ ايدون است كه اصحاب الايكه اهل مدين بودند و اين قول درست است » . 4
موسى و فرعون
در داستان حضرت موسى و فرعون به خواهشى كه به موسى نسبت داده شده اعتراض كرده و گويد : « محمد بن جرير ايدون گويد كه موسى به دريا فراز آمد و از دريا خواهش كرد او را به كنيت برخواند و گفت يا ابا خالد مرا راه ده تا بگذرم و عصا بر آن برزد تا راه يافت و اين حديث نه درست است و حديث درست آنست كه خداى اندر نبى ياد كرد كه :
وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى *
» . 5
موسى و طور
در رفتن حضرت موسى به مناجات كه اوّل تنها رفت و سپس بار دوّم هفتاد تن را با خود برد به نوشتهء محمّد بن جرير اعتراض كرده و گويد : « محمد بن جرير رحمة اللّه عليه بدين كتاب اندر ايدون گويد كه موسى تنها به مناجات رفت و چون بازآمد قومش همه گوساله پرستيده بودند ايشان را بكشت بسيار و باز خداى ايشان را عفو كرد . آنگاه موسى اين هفتاد تن را به مناجات برد تا از خداى تعالى بنى اسرائيل را تورات خواهد و اين نه