تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
سقم آنها را تحقيق كند با ذكر سند روايت در كتاب خود آورده است چنانچه در آغاز گويد : « خوانندهء اين كتاب بداند كه استناد ما بدانچه در اين كتاب آورديم به روايات و اسنادى است كه از ديگران به توالى به ما رسيده است و من نيز خود از آنان روايت مىكنم يا سند روايت را به ايشان مىرسانم نه آنكه در آوردن مطالب تاريخى استنباط عقلى شده باشد . . . اگر شنوندگان اخبار اين كتاب ، به برخى از داستانها و قصّه‌ها برخورند كه عقل وجود آنها را انكار كند نبايد بر من خرده گيرند زيرا ما آنها را آنچنانكه شنيده‌ايم در كتاب خود آورده‌ايم » . 1 امّا مترجم تاريخ طبرى در ترجمه دو مطلب را در نظر داشته يكى اضافه كردن مطالب لازمى كه محمّد بن جرير به سبب اختصارگويى در كتاب خود نياورده ديگر تصحيح تفسير بعضى از آيات قرآن كريم كه طبرى تفسير صحيح را از سقيم جدا نكرده و قول راويان را آورده است . محمّد بلعمى در هر دو قسمت يعنى اضافه كردن خبر و آوردن تفسير درست معذور بوده است زيرا از طرفى منصور بن نوح سامانى به او فرمان داده كه به بهترين وجه ترجمه كند چنان كه در آن نقصانى نباشد 2 و از طرف ديگر آوردن تفسير درست كه با عقل و منطق سازگار باشد وظيفه هر فرد مسلمان مؤمن و متدين است . مثلا در تفسير آيهء شريفهء :
« يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ »
گويد : « و محمّد بن جرير ايدون گويد بدين كتاب اندر كه خداى تعالى فرشته‌اى را بفرستاد تا ابراهيم را بدان آتش اندر مونس بود تا دل ابراهيم تنگ نشود ، و ابراهيم سر به كنار وى نهاد و اين حديث نادرست است و اين سخن منكر است نزد علما و اهل حكمت زيرا كه ابراهيم آنكس بود كه دلش با خداى عزّ و جلّ بسته بود ، چنان كه به جبريل ميل نكرد بدان چنان جايگاه‌اند . پس او را بدان آتش به خلوت معرفت خداى تعالى نه بس بود ، و شادى خلّت و شوق محبّت ، كه فريشته‌اى بايستش تا او را مونس باشد ؟ و آنجا كه عارف را معرفت بود ، و انس خلوت بود ، و شادى وصلت بود ، آنجا فريشته را چه قيمت بود ، يا آسمان و زمين را و بهشت و همهء خلق را كه دون خداى است به چشم عارف چه مقدار و منزلت بود ؟ » 3 .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 674 | جمعى از نويسندگان