تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
محافظه كنند و آرزويش بر اين بود كه ايرانيان از ميراث فرهنگى مشترك خود دوباره آگاه شوند و همديگر را برادر و دوست و همانند بشناسند . شاهنامهء ابو منصور به ما نرسيده و گم شد اما به احتمال قوى آن كتاب نثر عبارت از يك فهرست خشك پادشاهان كهن و تعريف مختصرى از كردارهايشان مىبوده و از اين‌رو با سليقهء مردم نمىساخت . تا داستانهاى حماسى و اساطير رواج عمومى پيدا كنند و در فرهنگ ملى دوباره رخنه كنند شاعرى مىخواست نيرومند و فاضل . چنين شاعر ، ابو القاسم فردوسى بود . پس مىتوان گفت كه طبرى ايران را كه در آن زمان بعنوان كشورى داراى بزرگى و شكوه مطابق جاه و جلال قديم دانسته نمىشد در جهان نوين اسلامى به همسطحى با كشورهاى ديگر از نو رسانيد و بر اين اساس بود كه فردوسى توانست به تعريف خصوصيات فرهنگى وطن خود بپردازد زيرا ديگر ممكن نبود كه از روى اين خصوصيات ، ساير كشورهاى اسلامى چنين نتيجه بگيرند كه ايران كشورى بيگانه و غريب است .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 670 | جمعى از نويسندگان