بخش هفتم : ردپاى افسانه در تفسير آيات
( در تفسير سورهء ق ، آيهء نخست كه از حروف مقطعه است ( ق ) را به علاوهء « و القران المجيد » تفسير كرده است : « سوگند بدين كوه قاف و بدين قرآن بزرگوار » ) .
و اين كوه قاف گرداگرد جهان اندر است و اين جهان بر مثال انگشت است در انگشترى ، و اين كوه قاف از زمرد سبز است و با آسمان اول پيوسته است و خداى عزوجل از آن سوى كوه قاف چندانى خلايق از گوناگون آفريده است كه عدد آن بجز خداى عز و جل هيچ كس نداند و روشنايى ايشان از نور كوه قاف باشد و اين كبودى آسمان كه تو همىبينى نه كبودى است كه سبزى كوه قاف است و آسمان كبود نيست كه سپيدى سخت سپيد و روشن است و اين خلقان كه بدين شهرهااند كه نزديك كوه قاف است كه آن را جابلقا و جابرسا و تارش و تافيل خوانند و ايشان را روشنايى از كوه قاف است كه آفتاب بدانجا نمىتابد كه چهار ماه اندر ظلمت و تاريكى ببايد رفت تا آن وقت بدان جايگاه رسند و از مشرق و مغرب ببايد گذشتن . اين است صفت كوه قاف .
ج 7 / 1745
يادداشتها
شرح
( 1 ) - در اين مقاله ترجمهء تفسير طبرى به تصحيح و اهتمام حبيب يغمايى مورد مراجعه بوده است .
( 2 ) - ج 1 ص 53 ترجمهء تفسير طبرى .
( 3 ) -لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي.
( 4 ) -وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ( سورهء فتح آيه 6 ) .
( 5 ) - واجبى .
( 6 ) - هود / 40
( 7 ) - يشم يكى از گونههاى عقيق است . ( فرهنگ معين ) .
( 8 ) - كشكرك ، كلاغ زاغى ، كلاغ سياه .