تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
ضمنا در فرهنگنامه‌هاى ما هرگاه واژه‌اى را اين ترجمه‌هاى فارسى كهن تأييد كند آن‌گاه مىتواند مورد اعتماد باشد و الّا با شك و ترديد روبرو خواهد شد . مثلا در لغت فرس اسدى واژه‌اى هست چون « كرمند » كه در فرهنگ جهانگيرى ، رشيدى و برهان به صورت « كردمند » نيز ضبط شده و هر دو به معنى شتابكار آمده است و فقط يك بيت است كه شاهد آن مىباشد ، آورده شده و آن از خسروى سرخسى مداح شمس المعالى قابوس و صاحب بن عبّاد است و يا از ابو طالب خسروانى از شاعران عهد سامانى ، و شعر چنين است :
مكن امّيد دور و آز دراز * گردش چرخ بين چه كرمند است
و حال آن‌كه اين واژه يعنى كردمند در يك متن كهن نهج البلاغه با ترجمهء فارسى كهن به معنى سزاوار و شايسته آورده شده است نه بمعنى شتابكار . مثلا در خطبهء 222 در آنجا كه حضرت امير مؤمنان مىخواند :
« أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ »
بعد از چند سطر مىفرمايد : « و لأن يهبطوا بهم جناب ذلّة ، اجحى من أن يقوم بهم مقام عزّة » كه مترجمى چنين ترجمه كرده است : « و هرآينه آن‌كه باشند كه فروافتند به ايشان به جانب حقارت كردمندانه‌تر است از آن كه برخيزند به ايشان به مقام عزّت » كه ابن ابى الحديد در شرح خود ( ج 11 ص 147 ) « اجحى » را « أولى » و « أجدر » معنى كرده است . اين با معناى فرهنگنامه‌ها كه معمولا از يكديگر تقليد كردند تفاوت دارد و عكس آن است . همانطور كه گفتيم : شواهد شعرى مشكوكى نيز در لغت فرس راه يافته و گويا مىخواسته‌اند بيتى را هرطورى شده براى آن واژه جور كنند تا شايد مورد قبول و تأييد عامّه قرار گيرد . مانند اين بيت براى « پژول » كه بمعنى شتالنگ است گويد :
نه اقعس سرون [ و ] نه نقرس دوپاى * نه اكفس پژول و نه شم زاستر
و يا در شاهد « كنه » گويد :
زندگانيت باد الف سنه * چشم دشمنت بر كناد كنه
امّا در مورد گسترش زبان فارسى مىتوان گفت : در اين عصر كه واژه‌هاى بيگانه كه همراه با تكنولوژى غرب و مصنوعات جديد زبان ما را تهديد مىكند بايد فكرى