ارتجال ، سخنان مسجّعى مىگفته است و طبرى هم در جلد پنجم از تاريخ خويش روايت مىكند كه اعراب ، در اين دوره سجع را مىپسنديدند . 12
با اينهمه نويسندگان اين تفسير خود را از آن بهدور داشتهاند كه شايد هم « تفسير » زمينهاى براى ابراز چنين هنرى ندارد .
6 . در اين تفسير ، قصص نقل شده ، يا با استشهاد به آيهاى است مرتبط با متن داستان ، يا آغاز مىشود با نقل اقوالى مستقيم دربارهء همان موضوع در مباحث تاريخى . 13
7 . در اين تفسير ، جاىجاى مشاهده مىكنيم كه محمّد بن جرير به شرح و معانى واژهاى پرداخته است از آن جمله :
« و از بهر آن او را جمشيد گفتند كه جم به زبان پهلوى روشنايى باشد و شيد آفتاب باشد و از نيكويى او بود كه او را جمشيد خواندند . » 14
8 . گاهى نويسندگان اين تفسير ، نظر محمّد بن جرير را ردّ كرده ، گفتار صحيح بهزعم خود را از مآخذى ديگر نقل كردهاند از آن جمله :
« امّا محمّد بن جرير بدين كتاب اندر قصّهء خضر گفته است به خلاف اين ، امّا ما اين از كتاب سير بيرون آوردهايم از گفتار عبد اللّه بن المقفّع و گفتار اصمعى و . . . . » 15 .
و اينك به برخى از نكات دستورى اين تفسير اشاره مىشود :
شيوهء جمع بستن كلمات فارسى و عربى
1 . جمع بستن كلمات عربى با « ان »
الف ) كى زنهار دهد كافران را از عذاب دردناك . 7 / 1910 .
ب ) كه منافقان دروغزناناند . 7 / 1873 .
ج ) كه منجّمان او را گفته بودند . . . 2 / 386 .
د ) و مدرسها و خانقاهها از بهر اين عالمان و عابدان ساختهاند . 1 / 178 .
2 . جمع بستن اسم جمع
كه گراميترين خلقان بر خداى عزّ و جل محمّد مصطفى بود . 2 / 323 .
گروهان . 4 / 968 ؛ 5 / 1150 .
3 . برخى از كلمات جمع عربى با « ان » و « ها » جمع بسته شده است :