در بررسى ويژگيهاى نثر قرن چهارم هجرى ، بيش از همهء آثار برجاى مانده ، ترجمهء تفسير طبرى جلوهگرى مىكند ، زيرا در متون آن دوره ، تلفيق چنين وسعت اطلاع و سعهء صدرى را مشاهده نمىكنيم كه در حدّ خود زيبا به ديده آيد . تا آنجا كه براعت ، قوّهء تحقيق ، گسترش دامنهء اطّلاع و دقّتنظر محمّد بن جرير طبرى ، به شكل تحسينانگيزى ظاهر گرديده است و حسن ذوق و اصالت نظر در استنتاج مطالب و قصص ، خواننده را مجذوب مىسازد و آنچه در سراسر اين تفسير بزرگ ، جلب توجّه مىكند ؛ سبك نگارش و اسلوب جملهپردازى خاصّ آن است كه تقليد يا عبارتپردازى ندارد ، از ابتذال و دوننگرى نگارشهاى متداول زمان خود نيز دور است ، استحكام و استوارى شيوهء متقدّمان را داراست و از كهنگى ملالانگيزى كه خواننده از نثرهاى مشابه زمان او استشمام مىكند فارغ است .
دربارهء شخصيّت و عظمت تفسير وى ، سخنان بسيار گفتهاند : عبد الرّحمن سيوطى او را « رأس المفسّرين » و از تفسيرش به عنوان « اجلّ التفاسير و اعظمها » ياد مىكند و آن را برتر از ديگر تفاسير مىداند و مىگويد حتّى اگر علما هم تشريك مساعى كنند ، مانندش را نمىتوانند تصنيف كنند . 1 خطيب بغدادى او را عالم خبير به احوال الرجال
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٦١