تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
اندك كيش و كمر داد و البتكين نيز كشته بوذ سبكتكين را سباه‌سالارى همذان داذ . » الخ . 3 در برگ 3 پ جدول طبقه سلاجقه بزرگ به همين منوال و ستون‌بندى تنظيم گرديد جز از عنوان ستون پنجم كه در آن كلمه « توقيعات » جايگزين عبارت « مهر انگشترى » شد . پيشگفتار فهرست چهارده تن سلطان سلجوقى همچنين است : « ايشان چهارده تن بوذه‌اند و بادشاهيشان صد و شصت و نه سال و پنج ماه و ده روز بوذه است خاندان . . . در . . . و بزرگوارى دران درختيست كي بيخ آن با سمك و شاخش از سماك گذشته بوذ و هر اثر خيرات و رباطات و قنطرها و مساجد و مدارس و معابد كي در ربع مسكون مانده است همه در روزگار دولت ايشان كرده‌اند و جون سلطان ابو طالب طغرل بن ميكايل قدس اللّه روحه بخراسان آمذ و سلطان مسعود بن محمود را بشكست رى و اصفهان بكرفت و بعد ازان كي فرامرز علاء الدوله صلح كرد و او را اقطاع معين كرد و عميد الملك ابو نصر الكندري را كي وزير او بوذ و سلطان طغرل بيك ببغداذ رفت و امير المومنين القايم بامر اللّه را كي در دست بساسيرى بوذ بيرون كرد و بخلافت بنشاند و بساسيرى را بكشت و سر او بر نيزه كرد و در اطراف بكردانيذ و او غلامى بوذ از دار الخلافه و باميرى رسيذه و طغرلبك سوى شام شد و از شام به دوازده روز بدر همذان آمذ كي سيف الدوله بعد ازان كشته شذ و در تواريخ اين معنى از ابتدا تا انتها و سبب خروج ايشان بشرح و بسط بيامذ و السلام » . آنچه بشرح بسيطى نيامد آن محاسبه عجيب مدت مجموع سلطنت سلجوقيان است كه ظاهرا برحسب غايت صحت « صد و شصت و نه سال و پنج ماه و ده روز » شمرده شد . بعيد نيست كه به منظور تعيين موشكافانه همين رقم مصنف گم‌نام مختصر متكى بر منبعى ناشناخته بوده است . باز به نظر مىآيد كه مفاد محاسبه مشتبه و مغلوط است . فى الواقع همانطوريكه حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده توضيح داد از واقعه تاجگذارى طغرل بيك در نيشابور ( 429 ه . ق ) تا مرگ طغرل دوم ( 590 ه . ق ) كه بتوسط نوشته « ابو طالب طغرل بن ارسلان ركن الدنيا و الدين توقيع اعتضدت باللّه وحده مدت باذشاهى 8 سال » چهاردهمين و آخرين سلطان سلجوقى است كه نام او وارد صورت مختصر مزبور شد بيشتر از صد و شصت و يك سال قمرى طول نكشيد 4 . با وجود اين ماسبق بايد