اما نسخهء ديگر كه در كتابخانه ملى « مارچانا » ى ونيز نگهداشته و با شماره ( 171 )
IIIVXXC . r . o
ضبط مىشود عليرغم برخى نقايص متن آن را بايد نمونهء برجسته و قابل اعتبار و شايان توجه پژوهشگران دانست زيرا بدون ترديد اين دستنوشته از جمله شواهد كهن و و الا و قشنگ ترجمه تاريخ طبرى به چشم مىخورد . ناگفته نماند كه برطبق مراتب سرنوشت بسا كتابهاى مهم باقى مانده از ازمنه ديرينه نقايصى دارد و اين گونه نقايص به شكلى نشاندهندهء كهنسالى و قدمت دستنوشته است .
نسخه ونيز بقطع 25 35 سانتيمتر كلا 365 برگ و هر برگ 29 سطر دارد و به خط نسخ ريز و قشنگ كتابت گرديد ولى متأسفانه علاوه بر فقدان تعدادى از برگها ( بويژه پس از برگ 2 ، 3 ، 349 ، 357 ، 360 ، 362 ، 365 ) انجام آن افتاده است .
خلاصه مانند كليه و يا اغلب نمونهها و شواهد كهن ترجمه تاريخ طبرى متن آن ناقص است . بنابراين نسخه موجود بدون برگ اختتامى و تاريخ تحرير به دست ما رسيده است .
بهر صورت مىتوان مدبرانه حدس زد و تلويحا توجيه و تعيين كرد كه جنس كاغذ ، شيوه خط ، رسم كتابت و نوع تزيين اين نسخه حكايت از آن دارند كه آن بايد در طول قرن هفتم هجرى استنساخ شده باشد . 2
آغاز متن بشرح زير است ( برگ 4 پ ) :
« سپاس و آفرين مر خدايرا كامران كامكار و آفريننده زمين و زمان آنكس كش نه همتا و نه انباز و نه دستور » الخ
بخش آخر متن باقى مانده عطف به وقايع خلافت المعتصم ( برگ 362 ر ) و ماجراى بابك مىكند و پايان آن همچنين است :
« و ديگر روز افشين را خبر آمد كي بابك بگريخت . برنشست با سپاه و بيامد و بفرمود » .
در برگ 168 پ جدول بسيار چشمگير شجره پيغمبر اسلام در حاشيه دورادور به شكل كمربند مانند و نيز شجره حضرت على به شكل منظر روستائى و كوهستانى مانند در اثر خط محقق زيبا و نسخ محرك و « زنده » كشيده جلبنظر مىكند .
مشخصات مزبور علامت هويت مبرم نسخه را نشان مىدهد ، باز بايد ويژگى ديگرى را قلمداد نمود كه عبارت از جدول مذهب هفت اقليم صورت زمين و ديباچه