يموت » [ يعنى سزاوار است انسان تا قبل از رسيدن مرگ ، تحصيل دانش را رها نكند ] - « شخصيت علمى و فرهنگى طبرى » ، رسول جعفريان ، كيهان انديشه ( ش 25 ، مرداد و شهريور 1368 ، ص 11 ) . بدينسان طبرى يكى ديگر از اسوههاى برجسته اسلام راستين است كه پيامبر بزرگوارش فرمود « اطلبوا العلم من المهد الى اللحد » و چه زيبا ترجمه كرده است اين حديث دلانگيز را فردوسى پاكزاد ( كه رحمت بر آن تربت پاك باد ) :
چنين گفت پيغمبر راستگوى * ز گهواره تا گور دانش بجوى
شرح
( 28 ) - در اين باره داستانى از وى نقل شده است كه « روزى محمد جرير از شاگردان خود بپرسيد كه آيا از تفسير قرآن لذت مىبريد ؟ سؤال كردند : اوراق آن چقدر خواهد شد ؟ گفت سى هزار ورق ، يعنى شصت هزار صحيفه . گفتند : اين مقدار عمر آدمى را بپايان رساند پيش از آنكه خود بپايان رسد . پس طبرى آن تفسير را در سه هزار ورق مختصر كرد . پس از آن پرسيد كه : آيا از تاريخ عالم از زمان آدم تا روزگار ما لذت مىبريد ؟ گفتند : اوراقش چه اندازه خواهد بود ؟ طبرى آنچه را كه درباره تعداد اوراقهاى تفسير گفته بود درباره تاريخ نيز تكرار كرد . آنان نيز همان پاسخ را دادند . ابو جعفر گفت : دريغا كه همتها مرده است . پس از آن تاريخ را نيز به اندازه تفسير مختصر كرد » .
- مقدمه دكتر محمد جواد مشكور بر ترجمه تاريخ طبرى از ابو على محمد بلعمى ، ( تهران ، خيام ، 1337 ش ) صفحه چهارده .
( 29 ) - همانجا .
( 30 ) - همانجا .
( 31 ) - براى آگاهى بيشتر - كريمان ( حسين ) رى باستان ( تهران ، انجمن آثار ملى 1349 ش ) ج 2 / صص 42 - 89 براى دوره متأخر - ج 1 صص 525 - 550 .
( 32 ) - طبرى درباره حافظه خود گويد : « من وارد مصر شدم و هر يك از علماء از من ديدن مىكردند و هر كدام از آنان در علمى كه خود از آن تخصص داشت از من سؤالى كرده و مرا امتحان مىنمود تا روزى مردى درآمد و از عروض چيزى بپرسيد و قضا را من تا آن روز از علم عروض چيزى فرانگرفته بودم ، لهذا تدبيرى انديشيده به آن مرد گفتم كه من امروز با خود قرار دادهام كه در عروض سخن نگويم فردا تو را بايد آمد و پرسيد تا جواب گفته شود . . .
آن مرد برفت و من از دوستى كتاب عروض خليل بن احمد را خواسته و آن شب را به مطالعه آن كتاب برگزار كردم و : « امسيت غير عروضى و اصحبت عروضيا » ، - مقالات تحقيقى صص 85 - 86 .
( 33 ) - عبد الجليل ( ج . م ) مىنويسد : « طبرى كه بىطرفى و پاكدامنى مداومى از خود نشان داده است وى را بايد بيشتر راوىاش خواند تا تاريخنگار ، اخبار را دستهبندى كرده ولى به منابع خود هم اشاره مىكند معذلك وقتى به ارائه قضاوتى دست مىزند در تحسين اشخاص از حد متعادل پا فراتر نمىنهند و هرگز لحن چاپلوسانه اختيار نمىكند و هيچگاه لغزشها و سستىهاى اميرانى را كه در زمانشان به نگارش مشغول است پنهان نمىسازد » . آنگاه اضافه مىكند : « البته همه مورخان مانند طبرى از بيت المال بىنياز نبودند . طبرى زميندارى ثروتمند بود و بسيار سفر كرده بود و براى نگارش تاريخش از اطلاعاتى كه در سفرها و يا كتابها كسب كرده بود ، استفاده مىكرد و از درآمد املاكش زندگى مىكرد » . - تاريخ ادبيات عرب ص 151 .
( 34 ) - تاريخ تاريخنگارى در اسلام ، ص 69 .
( 35 ) - مقدمه محمد ابو الفضل ابراهيم بر تاريخ الرسل و الملوك ص 24 .