تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
. ( البقره ) اسطوره يك شكل ادبى از نمودهاى زيباشناسانهء فرهنگ قومى مردم جامعه‌هاى ابتدائى كهن و امروز است . اين نمود فرهنگى افزون بر ارزش ادبى ، كه ارزش صورى و ثانوى اسطوره است ، ارزش مهم اجتماعى و قوم‌نگارانهء تاريخى دارد . بسيارى اسطوره را برابر با افسانه ، و به معناى داستان خيالى و واهى و نادرست انگاشته و به كار برده‌اند . در فرهنگ و ادب اسلامى اسطوره صورتى از روايتهاى افسانه‌اى آميخته با دروغ و خرافه بشمار رفته است . در قرآن كريم چند بار كلمهء اساطير ، صورت جمع اسطوره ، افزوده به كلمهء اولين ، يعنى به صورت « اساطير الاولين » آمده است . مؤلف كتاب لسان التنزيل ، نوشته‌اى بازمانده از قرن چهارم يا پنجم هجرى ، اساطير الاولين را به « افسانه‌هاى نبشتهء پيشينيان » معنا كرده است . ( ص 26 ) برخى از مفسران قرآن به استناد گفتهء دو تن از راويان صدر اول ، الكلبى و مقاتل ، اساطير الاولين را در بعضى آيات اشاره‌اى به اساطير ايرانى دانسته‌اند . در امثال قرآن به نقل از مفسرانى چون البغوى و بيضاوى آمده است كه آيهء 6 از سورهء لقمان كه مىگويد