تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
تاريخ زندگى ، انديشه و كردار بشر نقش ويژه‌اى بازى كرده است و مىكند و به اين ترتيب مورخ را وامىدارد به اينكه آنها را در غربال انتخاب خود حفظ كند . حضور اسطوره در تاريخ اگرچه با تعاريف علمى امروزه از تاريخ موافق نيست ، مؤيد آن است كه تاريخ مدون و غير مدون بشر همواره آميزه‌اى بوده است از واقعيتهاى تاريخى با اسطوره و افسانه . در طول تاريخ هرچه به عقب برمىگرديم اين آميختگى را قدرتمندتر مىبينيم . آميختگى اسطوره و واقعيت در تاريخ به قدرى است كه گاه به جرأت مىتوان گفت وزن اساطير همسنگ واقعيات است . اسطوره آنچنان جايى براى خود باز مىكند كه معتبرترين و عقل‌گراترين مورخين نيز گرچه معترف به غيرعقلى بودن آنها شوند ، باز نمىتوانند آنها را ناديده بگيرند ؛ چرا كه اسطوره باور قلبى و مذهبى زمانهء خود است و همانطور كه قلب يك انسان قابل لمس است باور آن نيز در زمانهء خود ، قابل احترام ، ارزشمند و ملموس مىباشد . از اينجاست كه مورخ اين باورها را ناچار انتخاب مىكند و همچون يك واقعيت به سلسله واقعيات تاريخى مىپيوندد . اساسا كار مورخ هميشه از ارزشى دوسويه يا دوگانه برخوردار است . مورخ از يك سو با گشودن باب گفتگو از گذشته ، پرتوى نوين بر حوادث ، انديشه‌ها ، باورها و عملكردها مىافكند و اسرار پشت پردهء گذشته را بر اكنونيان برملا مىسازد . و از سوى ديگر براساس طرز نگرش خود به گذشته تاريخى در واقع آگاهانه يا عموما ناآگاهانه طرز نگرش و جهان‌بينى عصر خود را آشكار مىسازد . مورخ هرگز نگاهى خالى از ارزشهاى زمان خود نسبت به گذشته ندارد به همين جهت هم هست كه بسيارى از روايات يك مورخ در قرن‌هاى گذشته ، كه امروزه براى ما فاقد اعتبار عقلى است براى او و عصر او حائز اهميت اجتماعى ، اخلاقى و اعتقادى است كما اينكه بسيارى از باورهاى امروزهء ما نيز براى آيندگان اسطوره و افسانه خواهد بود . بعنوان مثال ، هيچ مورخى امروزه كيومرث را بعنوان يك شخصيت تاريخى مورد بررسى و تحليل قرار نمىدهد ولى مورخى چون طبرى ، با اينكه عقلش به وجود تاريخى كيومرث فتوى نمىدهد ولى دست و قلبش ناگزير از پذيرش و ثبت وى در تاريخش هست چرا كه كيومرث در زمان او هنوز معتبر است و بخشى از ارزشهاى اعتقادى زمانه‌اش هنوز حول محور وجودى كيومرث با آب و رنگ اسلامى مىچرخد .