تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
باز هم او را بگيرد و بفشارد ، خواهى نخواهى خواند ! 36

امام صادق ( ع ) و آغاز وحى

على بن ابراهيم قمى ( زنده در سال 307 ق ) دانشمند پيشين شيعهء اماميه ، چنان كه خود در مقدمهء تفسيرش مىگويد تفسير خود را براساس احاديث امام باقر و امام صادق عليهما السلام تأليف كرده است . احاديث حضرت باقر را با روايت ابو الجارود ثبت نموده و احاديث حضرت صادق را به روايت خودش ، آنچه به عنوان « قال » در تفسيرش نوشته است ، مىنگارد . على بن ابراهيم مىنويسد : « چون سى و هفت سال از عمر پيغمبر ( ص ) گذشت ، در خواب مىديد كسى نزد وى مىآيد و مىگويد : اى پيغمبر خدا ! ولى پيغمبر اعتنا نمىكرد . چون مدتى گذشت ، روزى در بين كوهها ( كوههاى مكه ) گوسفندانى از ابو طالب را مىچرانيد . در آنجا نظرش به شخصى افتاد كه مىگفت : اى پيغمبر خدا ! ! پيغمبر گفت : تو كيستى ؟ گفت : من جبرئيل هستم . خدا مرا فرستاده است تا تو را پيغمبر گرداند . پيغمبر هم موضوع را به خديجه خبر داد ، و خديجه گفت : اى محمد ! اميدوارم چنين باشد . روز ديگر جبرئيل بر پيغمبر نازل شد و آبى از آسمان آورد و وضو گرفتن و ركوع و سجود را به او آموخت . هنگامى كه چهل سال پيغمبر تمام شد ، جبرئيل نحوهء نماز گزاردن را به وى آموخت . » 37

آغاز وحى در حديث ابن عباس به روايت شيعه

سيد هاشم بحرانى ( م . 1307 ق ) در تفسير بزرگش كه فقط تفسير به روايت شيعه و سنى است ، روايت مىكند كه : « نخستين بارى كه به پيغمبر وحى شد رؤياى صادقه بود . هر خوابى كه پيغمبر مىديد مانند صبح صادق بود . پس از آن‌كه با خديجه ازدواج كرد و به سن چهل سالگى رسيد ، روزى به سوى « كوه حرا » رفت . جبرئيل بر او بانگ زد ، ولى خود را نشان نداد . پيغمبر بيهوش شد . مشركان او را به نزد خديجه بردند و گفتند : اى خديجه ! با