وسيله قرار داده است كه اهل ايمان متوسّل به آنان شوند ، همچنان كه آفتاب در تمام نباتات و حيوانات اثر دارد و انسان كارى مىكند كه نور آفتاب به اشيا برسد و معلوم است كه آفتاب فقط و فقط از جملهء اسباب است .
س 8 : در دعاى فرج « الهى عظم البلاء . . . » مخصوصاً در جملات آخر « يا محمّد يا على ، يا علىّ يا محمّد اكفيانى فانّكما كافيان . . . » اشكالى از نظر معنا و مضمون به نظر مىرسد ، لطفاً بيان فرماييد .
ج 8 : عيناً مانند آن است كه پسر به پدر ، يا نوكر به آقا و يا ناتوانى به قدرتمندى بگويد : مرا نگهدارى كن . يا دشمن را از من دور كن . يا خرجى مرا بده ، الى غير ذلك ، و در همهء اين موارد ارتكاز ذهنى است كه پدر و آقا و قدرتمند از طرف خداوند متعال ، واسطهء در افاضه مىباشند ، و هيچ مخلوقى از خود تأثيرى ندارد . پيغمبر و امام عليه السلام از وسايط مهمّه و عظيمهء افاضات و عنايات خداوند متعال ( جلّ و علا ) مىباشند . لهذا هيچ اشكالى در اين دعا نيست . « 1 » واللَّه العالم
س 9 : خواهشمند است مشكل اينجانب را دربارهء دو جمله از دو دعاى مبارك جواب مرحمت فرماييد . « ربّنا آتنا من لدنك رحمةً وهيّىء لنا من أمرنا رَشَداً »
اوّل : در دعاى شريف مشلول فقرهء خطاب ذليلانهء عبد به معبود « يا جارى اللّصيق » ؛ يعنى اى همسايهء ملاصق ، مىدانيم كه روى قاعدهء « أنت جارى ، بيت بيت » اى ملاصق ، الصاق بجنب جنب معنا مىشود ، چگونه ذات اقدس واجب الهى عزّ اسمه ملاصق عبد ممكن ضعيف مىگردد ؟ و تأويل ادبى و حكم شرعى « يا جارى اللّصيق » چيست ؟ بيان فرماييد .
دوم : در دعاى شريف مشلول جملهء « ردّ ليوشع بن نون ، الشّمس بعد غروبها » ؛ يعنى گواهى مىدهم كه خداى صاحب جمال و كمال و جلال و قهاريّت و رحيم ،
هامش
( 1 ) . شيخ كفعمى در كتاب البلد الامين ، ص 521 از حضرت ولىّ عصر - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - روايت نموده كه اين دعا را به شخصى كه در زندان گرفتار بود . تعليم فرمودند و او خواند و نجات يافت .