نسق است : « وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَىءٍ عَلِيماً » « 1 »
ج 4 : آنچه به نظر مىرسد ، در تمام قرآن آيهء شريفه : « وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُلِّ شَىءٍ عَلِيماً » « 2 » منحصر به فرد است ، و همچنين آيهء مباركهء « وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً » « 3 » هم منحصر به فرد است .
در مقام دعا ، صدر آيهء اوّلى و ذيل آيهء دومى ، مناسب است و عكس آن تناسب ندارد .
پس لاجرم ، دو نصف آيه ذكر فرمودهاند . و الحاصل ، بسيار متعارف است كه برحسب تناسب حال ، شخص يك جمله از آيهاى ، و يك جمله از آيهء ديگر ذكر مىكند و هيأت گفتار ، قرينه است كه دو جمله از دو آيه است و در اينجا جاى ندارد كه در وسط چيزى بگويد ، مثلًا در ما نحن فيه ، تكرار فرماييد و بگوييد : « أنت القائل انّ اللَّه كان بكم رحيماً . » يا مثلًا در اوّل بگوييد : « أنت القائل قولين : أحدهما : و اسألوا اللَّه من فضله . ثانيهما : إنّ اللَّه كان بكم رحيماً . » بديهى است چنين گفتنى ركيك است .
بارى چون ذيل آيهء اوّلى و صدر آيهء دومى مناسب نبود ، بلكه چنين تناسب داشت كه از اين دو آيهء منحصر به فرد ، آن مقدارى كه مناسب با دعا كردن است ذكر [ شود ] و باقى را حذف كنند .
س 5 : در زيارت جامعه مىخوانيم : « حسابهم عليكم » و قرآن كريم مىفرمايد : « ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ » « 4 » . جمع بين اين دو جمله را بيان فرماييد .
ج 5 : حضرات معصومين عليهم السلام « عِبادٌ مُكرَمُون » و ميزان اعمال مىباشند [ و ] به ارادهء خداوند به حساب اهل محشر مىرسند ، و آمر و مسبب پروردگار متعال ( جلّت أسمائه ) مىباشد .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 32 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) : 32 .
( 3 ) . نساء ( 4 ) : 29 .
( 4 ) . غاشيه ( 88 ) : 26 .