نمىرسد و عطا نمىشود . چگونه حضرت علىّ بن الحسين عليهما السلام به حضرت خضر فرمودند : نديدم كسى از خداوند متعال سؤال نمايد و به او عطا نشود ؟
ج 3 : اوّلًا ، در روايت است كه عدم استجابت دعا را امام عليه السلام مىفرمايد به اينكه « لأنّ النّاس يدعون من لا يعرفونه . » و نيز ظاهر آيه آن است كه ياء متكلّم در « ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 1 » بايد مورد توجّه قرار داده شود و اين معنا ، موقوف به معرفت است ؛ پس بدون معرفت ، به خداوند متعال توجّه نشده است .
ثانياً ، در روايت ديگر امام مىفرمايند : وعدهء استجابت دعا مقرون با عهد خداوندى است بر مردم پس بايد به عهدى كه فرموده كه عبادت شيطان نشود « أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِى آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ » « 2 » عمل كرد تا خداوند متعال وفا به عهد نمايد كه فرموده است : « أَوْفُوا بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِكُمْ » « 3 » و به عبارت اخرى معاهده طرفينى است ، پس چه توقّع دارد كسى كه به عهد خود وفا نكرده است .
ثالثاً ، مىفرمايد اكثر دعاها و سؤالها اجابت نمىشود ، تصوّر مىكنم يك دعا رد نمىشود موقعى كه دعا نمايند ، نه آن كه خود را به دعا وادارند و حقيقتاً خود را منقطع از احتمال و خيال ببينند ، و نحو ذلك . مقدارى از اسباب استجابت دعا را شيخ ابن فَهْد در كتاب عُدّة الدّاعى بيان فرموده [ است ] ، مراجعه و مطالعه نماييد . ملتمس دعايم .
س 4 : در دعاى ابى حمزه ملاحظه فرمودهايد در اوايل دعاى شريف ، امام عليه السلام به درگاه حضرت خالق الأنام معروض داشتهاند : « اللّهم أنت القائل و قولك حقّ و وعدك صدق : واسألوا اللَّه من فضله انّ اللَّه كان بكم رحيماً » امّا در قرآن مجيد ، آيه مباركه به اين
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) : 60 .
( 2 ) . يس ( 36 ) : 60 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) : 40 .