تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
الرّحمن الرّحيم كه با اقوام و ملل و انبياء و اولياء و اصدقاء و خصماء به مهر و لطف و عطوفت و رحمت و قهر و غضب باقتضاىِ مصالح و حِكَم الهيّه رفتار فرموده منظور از جملهء فوق كه آفتاب را بر يوشع بن نون پيامبر برگردانيده است چيست ؟ در اينكه آن ذات مقتدر ، قادر بر همچه كارى هست محلّ اعتراف و تصديق ما هست ، امّا مشكل ما اين است كه در صورت ردّ شمس مدار گردش خورشيد و منظومهء شمسى اختلالى را دارا مىشود كه حوادثى را به بار مىآورد و در سورهء مباركهء « يس » ذات بىزوال الهى گردش خورشيد را مستمرّاً « وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَها » ، « كُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » تعيين و به چرخش انداخته و از نظر هَيَوى ، نظامى بر آن مقرّر فرموده است : « لا الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَها أَنْ تُدْرِكَ القَمَرَ » كه محكوم بر آن چرخش است منافات دارد ، آيا دو جملهء فوق از دعاى مشلول است ؟ و متّصفين در آن دعا را چگونه مىتوان به دو بيان بالا حمل نمود ؟ و تأويل هَيَوى و حكمى آن چيست ؟ ج 9 : جواب اوّل : جمله شريفهء دعاى مشلول « يا جارى اللّصيق » اوّلًا آنچه روى قاعده « انت جارى ، بيت بيت ، أى ملاصقاً » مىباشد در موقعى است كه جوار به مادّيات اسناد داده شود كه مسكن و مكان دارند نه در قضيّه‌اى كه موضوع آن ( لا مكان له ) مىباشد . ثانياً : به پناه دهنده در لغت عرب جار اطلاق مىشود و در قرآن مجيد است « و انّى جار لكم » و نيز در جوار رحمت الهى بسيار استعمال مىشود . ثالثاً : لصيق صفت مشبهه از لصوق است كه به معناى شدّت اتّصال و هيچ‌گونه فاصله نبودن مىباشد و خداوند متعال قيّوم است و معيّت قيّموميّه دارد و در قرآن مجيد فرموده : « وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ » و به عبارت اخرى بين خالق و مخلوق هيچ‌گونه فاصله‌اى معقول نيست نظير آنچه برهاناً ثابت است از استحالهء فاصله بين علّت تامّه و معلول ، و أشدّ اتّصال و لصوق محقّق است بين المبدأ المتعال و الوجود الامكانى و نيز بين المجير و المجار ، فليتدبّر جيداً . مع الأسف كه نمىدانم چه اندازه از علوم و