3 . « وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ » ( 34 )
« و در آن خاك باغستانهايى از درختان خرما و انگور پديد آورديم . »
واژه « خاك » افزودهء مترجم است كه در توضيح ضمير « ها » آورده شده است ، لذا شايسته بود داخل پرانتز قرار مىگرفت و نيز ترجمه « جنّاتٍ من نخيلِ و أعنابٍ » به « باغستانهايى از درختان خرما و انگور » جالب نيست و اين از آنروست كه مترجم محترم اسلوب عربى را وارد زبان فارسى نمودهاند ، حال آنكه ما در فارسى نمىگوييم « باغهايى از انگور و باغهايى از خرما » ، بلكه مىگوييم باغ انگور ، تاكستان و يا نخلستان .
ترجمه پيشنهادى : « و در آن ( خاك ) نخلستانها و تاكستانهايى پديد آورديم . »
4 . « وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ » ( 46 )
« و هيچ نشانى از نشانهاى پروردگارشان برايشان نيايد مگر اينكه از آن رويگردان شدند . »
در اين آيه هم مانند آيه 34 در ترجمه « مِن آياتِ » عين اسلوب عربى به فارسى برگردان شده است و فعل « ما تأتيهم » هم وجه التزامى ندارد و استفاده از « مگر اينكه » در ترجمه « إلّا » با نثر معيار هماهنگى ندارد و از طرفى عبارت « كانوا عنها مُعرضين » بهتر بود به گونه ماضى استمرارى ترجمه مىشد ، زيرا شبه فعل « مُعرضين » حكم فعل مضارع « يُعرضونَ » را دارد ، چون اسم فاعل ، اسم مفعول و مصدر ، نوعى مفهوم فعلى را شامل مىشوند . ( آذرنوش ، آذرتاش / 55 )
ترجمه پيشنهادى : « هريك از نشانههاى پروردگارشان كه برايشان مىآمد از آن روى برمىگرداندند . »
5 . « أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ » ( 62 )
« پس آيا خِرد نمىورزيد ؟ »
فعل « تكونوا » با « لم » مجزوم شده است و « لم » حرف نفى ، جزم و قلب است و
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٠٢