تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

الف ) سوره يس

1 . « إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ » ( 11 ) « هشدار دادن تو ، تنها كسى را سودمند است كه از اين پندنامه پيروى كند و از خداى مهربان در نهان بيم بدارد . » واژه « الرحمن » ، همه جاى اين چند سوره به يك صورت ترجمه نشده است ، مثل يس / 23 و 52 ، ملك / 3 و 19 ، نبأ / 37 كه البته بهتر است همه جا به « خداوند / خداى رحمتگر » ترجمه شود ؛ هرچند كه در زبان فارسى هر برابرى براى اين واژه برگزينيم ، نمىتواند تمام معناى آن را منتقل نمايد . 2 . « يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون » ( 30 ) « اى دريغا بر بندگان كه نشد فرستاده‌اى برايشان بيايد مگر آنكه او را به تمسخر مىگرفتند . » با توجه به اينكه فعل « يأتيهم » وجه التزامى ندارد ، بلكه مضارع در معناى ماضى استمرارى است ، چون « ما » به معناى « ليس » است ( توسى ، محمد بن الحسن ، 8 / 454 ) از اين‌رو ، ترجمه آن به « بيايد » درست نيست ، بلكه با توجه به تركيب « ما + / فعل مضارع » و تركيب « كانوا + / مضارع يستهزئون » بهتر است همانند بسيارى از مترجمان زبده و فرزانه « نمىآمد » ترجمه مىشد ، و از طرفى اسلوب « ما » ى نفى + / ادات استثناء يكى از اسلوب‌هاى قصر است و « ما » منفى است و ادات استثناء هم منفى ، و منفى در منفى مىشود مثبت ، لذا باتوجه به نثر معيار بهتر بود از « مگر » استفاده نمىشد ، بلكه جمله به گونهء مثبت همراه با « هر » ترجمه مىشد . ترجمه پيشنهادى : « اى دريغا بر اين بندگان كه هر فرستاده‌اى نزدشان مىآمد ، او را ريشخند مىكردند . »