فصل چهارم مبانى و معيارهاى فهم روشمند وحى
دو روش در تفسير
نگرشى تاريخى - انتقادى بر بستر پيدايش و تطورات تفسير قرآن ، نشانگر تنوع روشها و گوناگونى رهيافتهاى تفسيرى در قلمرو فضاهاى مختلف فكرى مفسران و سليقهها و زاويههاى علمى مطالعاتى ايشان است . پرسش اساسى آن است كه آيا واقعيت موجود ، گوياى همان حقيقتى است كه مىبايست مطرح باشد ؟ براى رسيدن به پاسخ اين پرسش ناچاريم چشم اندازى هر چند كوتاه نسبت به گذشته داشته آنها را در يك دسته بندى كلاسيكى جستجو كنيم .
1 - نقلگرايى و استناد جويى به نصوص
استناد جويى به نصوص تفسيرى - تأويلى به غير از روايات كليدى و تعليمى كه شيوهء تفسير و تأويل را مىآموزند ، قديمترين سبك تفسير در ميان مسلمانان كهن ، صحابيان و تابعين و غير ايشان بوده است كه آثار و پيامدهاى ويژهاى نيز ، در فهم دين و مستندات كتاب خدا از خود بر جاى نهاده است .
اثر چشمگير و قابل توجه اين نوع تفسير در صورتى كه به نقل قابل اعتماد از