شد كه مخالف كتاب الهى است ، آن روايت « باطل » و « زخرف » است و مىبايد آن را طرد ( ضرب بر ديوار ) كرد . « 1 » صراحت اين بيان راه را بر هر گونه ترديد و درنگ مىبندد ، و آشكار مىسازد كه از نقطه نظر آن راز آشنايان بارگاه قدس الهى ، متن قرآن به فراخور انديشهها و خصايص روحى انسانها بر كام و جان ايشان فرو مىبارد و اين دريافتهاى بشرى تا جايى اعتبار دارد كه مىتواند معيار اثبات و نفى مرويات سخنان معصومان گردد .
4 - سيرهء جارى مسلمانان .
همهء فرق اسلامى و عموم مسلمانان در هر سطح از بينش و دانش ، از همان عهد نخست تا به امروز ، بر اساس اين واقعيت به كتاب الهى خويش باور داشتهاند كه بايد آن را تلاوت و قرائت نمود و فهميد . هرگز كسى از مسلمانان به اين بهانه كه قرآن فراسوى افق انديشههاست ، دريچههاى پرتو افشانى قرآن را به روى خويش نمىبسته است . اين سيره مخصوص مسلمانان نبوده بلكه ويژگى عقلايى ابناى بشر است ، از جانب شرع مقدّس نيز هيچ گونه نهى و منعى بر اين منش عقلايى صورت نگرفته است .
هامش
( 1 ) ر . ك . البيان ، ص 265 .