وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا
« 1 » ،
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
« 2 » ،
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
. « 3 »
بدين ترتيب اين طور نبوده است كه معانى و حقايق بر قلب پيامبر القا گردد و آن حضرت آنها را در قالب عبارات خويش ريخته باشد . و به بيان ديگر چنين نيست كه وحى « تجربه » شده و سپس « تعبير » انسانى به خود گرفته باشد . از همين روى امت اسلامى به اتفاق بر اين عقيدهاند كه ساختار كلمات و تشكيل آيههاى قرآن وحى خداوند است و اساسا قرآن بودن قرآن و اعجاز متن قرآن در همين است كه پيامهاى والاى الهى در قالب الفاظ ويژه و ساختار و تركيب جملات مخصوص اعجاز قرآن را پديد آورده و كسى را ياراى مانند سازى آن نيست . اين نكته براى زبان شناسان عرب كه با قرآن آشنايى دارند به خوبى ملموس است كه حتى سخنان و احاديث رسول خدا نيز با قرآن تمايز چشمگيرى دارد .
معمارى وحى و ساختمان سورهها
سوره از ريشه سئر به معناى باقيمانده و بازمانده چيزى است . ممكن است منظور آن باشد كه قرآن باقيمانده و مكمّل شرايع الهى است كه بر پيامبران پيشين نازل نشده بود و به عنوان اكمال دين و شريعت بر پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم وحى گرديد . يا از ريشه سور به معناى رفعت ، منزلت ، حصار و با روى شهر است . سورههاى قرآن ، مجموعهء آياتى هستند كه با بسم اللّه الرحمن الرحيم از همديگر جدا شدهاند ، همانند شهرى كه ديوارى آن را احاطه كرده است .
كمترين شماره آيات در يك سوره ، سه آيه است ( سوره كوثر ) و بيشترين آنها
هامش
( 1 ) اسراء / 106 .
( 2 ) - زخرف / 3 - 4 .
( 3 ) هود / 1 .