عادات و آداب جاهلى بود ، مىگذشت كه در يكى از نوبتهاى مرسوم عبادت خويش ، به تحنّث و تفكّر در غار حرا اشتغال داشت ، فرشته امين وحى الهى را همراه با پيام حضرت حق و نخستين آيات سوره علق استقبال نمود :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ . اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ . الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
. « 1 »
بدين گونه در 27 رجب سال 609 ميلادى به رسالت الهى مبعوث گرديد و « تاريخ قرآن » در ميان بشريت آغاز گرديد .
اعتقاد پيامبر به منبع الهى پيام خويش
پيامبر اكرم در بازگشت از « جبل النور » به سوى مكه ، از هر كوى و برزن كه عبور مىنمود اين نغمه را مىشنيد : السلام عليك يا رسول اللّه . بدين سان بى هيچ ترديدى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم اعتماد كامل يافت كه آن پيام سروش غيب الهى است و او را براى رسالتى دشوار و سنگين فرا خوانده است . از لحاظ ضرورت عقل نيز همين نگرش با حكمت و « عنايت » پروردگار سازگار است . وقتى خداوند بر اساس رحمت ويژه و حكمت خويش ، مىخواهد پيامبرى را جهت هدايت مردم برگزيند ، شخصى را بر مىگزيند كه واجد همه صلاحيتهاى لازم براى اين امر خطير باشد :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
. « 2 » با قبول اين مقدمه ، بالطبع به حسب ضرورت هدايت مردم ، مىبايست بپذيريم كه در مرحلهء نخست خود آن فرد يقين كامل و اطمينان روشن به منبع بيرونى و الهى پيام خويش مىيابد تا بتواند منشأ اعتقاد و ايمان ديگران گردد .
هامش
( 1 ) علق / 1 - 5 .
( 2 ) انعام / 124 .