تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
رشيد رضا و استادش ، محمد عبد ه در تفسير آياتى از قرآن كه از طبيعت و هستى سخن مىگويند ، بارها به اين حقيقت اشاره مىكنند كه اينها حقايقى از علوم هستند كه براى بشر زمان نزول قرآن و حتى تا قرن‌ها بعد ناشناخته بوده است . از اين رو مسلمانان در تفسير اين آيات از ظواهر الفاظ عدول كرده ، به تأويل آنها دست يازيده‌اند ؛ اما مرور ايام و پيشرفت علوم ، نقاب از چهرهء اين حقايق برداشت . « 1 » و نتيجه مىگيرند كه هيچ چيزى كه در واقع وجود و درستىاش ثابت شود ، با نص كتاب خداوند و روايات صحيحى كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به ما رسيده ، تناقض ندارد ، بلكه موافق آن است . « 2 » اين وجهى ديگر از وجوه اعجاز و الهى بودن قرآن كريم است . « 3 » از نظر آنها خداوند را دو كتاب است : يكى كتابى كه خلق شده و آن ، جهان هستى است . و ديگرى كتابى كه فرستاده شده و آن ، قرآن است كه ما را به راه‌هاى شناخت آن كتاب ديگر ( هستى ) به واسطهء عقلى كه به ما داده است ، رهنمون مىگردد . « 4 » مفسران المنار توضيح مىدهند كه در قرآن به مواردى از علوم مختلف اشاره شده است و از اين ميان ، آن چه به علوم طبيعى و علم تاريخ ارتباط دارد ، بيش‌ترين موارد را تشكيل مىدهد . « 5 » قرآن در اين آيات ، بشر و به ويژه مسلمانان را به تفكر و تعمق دربارهء اين علوم دعوت و ترغيب مىكند « 6 » و حتى از اين بالاتر ، در آيهء شريفهء
« قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ »
« 7 » به عموم لفظش به سير و سياحت امر مىكند ؛ « 8 » اما مسلمانان در عمل به اين دستور صريح خداوند كوتاهى كرده ، به مانند كسانى عمل نمودند كه با اكتفا به ظاهر و جلد يك كتاب ، خود را از محتواى آن بىنياز تصور كردند . « 9 » آنها در بزرگ شمردن علم از اين هم فراتر مىروند و دست‌يابى به فهم عميق‌تر آيات را به آگاهى از آن منوط مىسازند . « 10 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 212 ؛ ج 8 ، ص 446 و 447 . ( 2 ) . همان ، ج 8 ، ص 409 . ( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 210 و 211 ؛ ج 11 ، ص 302 ؛ ج 12 ، ص 16 و 17 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 64 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 212 و 213 ؛ ج 8 ، ص 289 - 291 ؛ ج 11 ، ص 247 - 253 . ( 6 ) . همان ، ج 1 ، ص 249 و 250 ؛ ج 8 ، ص 291 ؛ ج 11 ، ص 303 . ( 7 ) . سورهء انعام ، آيهء 11 ؛ سورهء نمل ، آيهء 69 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 20 ؛ سورهء روم ، آيهء 42 . ( 8 ) . المنار ، ج 8 ، ص 289 . ( 9 ) . همان ، ج 2 ، ص 63 و 64 ؛ ج 7 ، ص 638 . ( 10 ) . همان ، ج 1 ، ص 7 ، 22 و 23 ؛ ج 8 ، ص 393 و 394 .