عمل را جزء حقيقت ايمان مىدانند با اين تفاوت كه خوارج معتقدند : هركس عمل به دستورات شرع نكرد و مرتكب گناه كبيره شد هرچند كه در قلب و زبان هم معتقد باشد ، كافر است و مرحلهاى ميان ايمان و كفر وجود ندارد . اما معتزله مىگويند با اينكه عمل جزء حقيقت ايمان است ولى كسى كه عمل نكرد و مرتكب كبيره شد ، كافر نمىشود بلكه فاسق مىشود و آن مرحله و منزلهاى است ميان دو منزلهء ايمان و كفر .
3 - ايمان عبارت است از تصديق به قلب و اقرار به زبان . گويندهء اين قول خواجه نصير طوسى است . « 1 »
4 - ايمان تنها اقرار به زبان است . ديگر اعتقاد قلبى و عمل ظاهرى در حقيقت ايمان اخذ نشده است و اين قول كراميه است « 2 » .
در ميان اين چهار نظريه آنچه كه با مجموع آيات قرآنى سازگار است ، همان نظريه نخست است كه ايمان را فقط اعتقاد و تصديق قلبى مىداند . بر اين نظريه شواهد و قرائنى از قرآن داريم كه به قرار زير است :
1 - در مواردى از قرآن كريم ، جايگاه ايمان ، قلب معرفى شده و اين مىرساند كه عمل ، جزء حقيقت ايمان نيست . اكنون به چند آيه در اين زمينه توجه فرمائيد :
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
« 3 »
آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را در دلهاى آنها نوشته و به وسيله روحى از خود تأييدشان كرده است .
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« 4 »
هامش
( 1 ) - كشف المراد ، ص 426 .
( 2 ) - شهيد ثانى ، حقائق الايمان ، ص 130 ، چاپ شده به ضميمه قواعد العقائد .
( 3 ) - سورهء مجادله ، آيه 22 .
( 4 ) - سوره حجرات ، آيه 14 .