تَحْوِيلًا
« 1 »
آيا آنان جز سنتى را كه حاكم بر پيشينيان بود انتظار دارند ؟ پس در سنت خدا هيچگونه تغييرى نخواهى يافت و در سنّت خدا هيچگونه دگرگونى نخواهى يافت .
بهطورى كه از آيات بالا و آيات ديگرى كه مشابه آنها است به دست مىآيد ، پيدايش و زوال تمدنها و بهطور كلى هرگونه تغيير و تبديل در جوامع بشرى نمىتواند خارج از چهارچوب سنّتها و نواميس و قوانين جارى الهى اتفاق بيفتد .
حال بايد ديد كه اين سنّتها چيست ؟
سنّتهاى موردنظر قرآن عبارت است از قوانينى كه از تركيب غرائز و عواطف و فكر و انديشه و عملكرد انسان و نحوهء ارتباط او با جهانى كه در آن زندگى مىكند ، به دست مىآيد كه طبعا همهء عوامل اجتماعى و اقتصادى و جغرافيائى موجود در روابط انسانها را در برمىگيرد .
به عبارت ديگر سنتهاى الهى يك سلسله قضاياى شرطى هستند كه در صورت وجود شرط و يا سبب وجود جزا و يا مسبب نيز حاصل خواهد شد . اين قضاياى شرطى از طبيعت زندگى انسان و ارتباط او با جهان پيرامونش استخراج مىشود .
بعنوان مثال : وجود ظلم و تجاوز در هيأت حاكمه يك جامعه سقوط آن را به دنبال خواهد داشت و يا گسترش راحت طلبى و رفاه در زندگى و خو گرفتن مردم به عيش و نوش ، قدرت دفاعى آنها را در مقابل دشمن ضعيف خواهد كرد و در صورت تهاجم دشمن ، تاب مقاومت نخواهند داشت و يا اختلاف طبقاتى فاحش در يك جامعه كه باعث قويتر شدن ثروتمندان و گرسنهتر شدن محرومان باشد ، يك انقلاب داخلى را در پىخواهد داشت .
هامش
( 1 ) - سوره فاطر ، آيه 43 .