بنابراين طرح مسأله مداوله ، حركت آفرين و اميدساز و درعين حال هشدارى به قدرتمندان است .
3 - در دنباله آيه شريفه منافع و آثار مداوله بيان مىشود و اين مطلب مورد بحث قرار مىگيرد كه هدف از اين كار چيست ؟ و چرا هر قومى بايد روزى طعم تلخ شكست را بچشد ؟ براى اين موضوع چهار هدف را ذكر مىكند ، ولى منحصر در آن نمىداند زيرا در بيان اين هدفها مطلب با حرف واو شروع مىشود ( و ليعلم ) و اين امر را مىرساند كه مسأله مداوله آثار و نتائج بسيار دارد كه فهم مردم نمىتواند همهء آنها را درك كند و از ميان آنها فقط چهار نتيجه بيان مىشود :
الف - آشكار شدن ايمان مؤمنان : اين شكست باعث مىشود كه افراد با ايمان شناخته شوند و از آنها كه ايمان ندارند متمايز گردند ، در اينجا تعبير قرآن اين است كه تا خدا بداند كه مؤمنان چه كسانى هستند ، ولى بايد توجه داشت كه علم خداوند مانند علم ما نيست بلكه تعلق گرفتن علم او به يك چيزى ، عين وقوع آن چيز است يعنى وقتى علم خداوند به چيزى تعلق گرفت آن چيز بىدرنگ وجود پيدا مىكند بنابراين منظور اين نيست كه خداوند قبلا نمىدانست و پس از اين جريان علم پيدا كرد بلكه منظور اين است كه ايمان مؤمنان قبلا ناشناخته بود و اكنون مورد تعلق علم خدا قرار گرفت و ظهور پيدا كرد و براى همه روشن گرديد كه مؤمن كيست .
ب - گرفتن گواهان : يكى ديگر از هدفهاى موردنظر ، تربيت افراد نخبه و نمونه است كه وجود آنها الگو براى ديگران باشد كه چگونه در هنگام سختيها و شدائد تا سرحد جان مقاومت نشان مىدهند تا ارزشهائى را كه به آن اعتقاد دارند ، حفظ كنند چنين افرادى چه كشته شوند و چه در حال حيات باشند ، گواهان و حجتهائى براى ساير مردم هستند چنان كه در آيه ديگر مىخوانيم :
لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
« 1 »
تا شما گواهان بر مردم باشيد و پيامبر نيز گواه شما باشد .
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 143 .