تسبيح مىگويند و به او ايمان دارند .
در اين آيه جملهء ( و يؤمنون به ) از قبيل اطناب است زيرا معلوم است كه حاملان عرش الهى به خدا ايمان دارند و نيازى به ذكر آن نيست و اينكه باز خداوند مىفرمايد آنها به خدا ايمان دارند به خاطر فايدهاى است و آن اينكه ارزش و اهميت ايمان بر مردم معلوم شود .
وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
« 1 »
واى بر مشركان آنها كه زكات نمىدهند .
در اين آيه براى مشركان صفتى آورده و آن اينكه آنها زكات نمىدهند در حالى كه معلوم است كه مشركان زكات نمىدهند ذكر اين صفت يك نوع اطناب بسطى است و هدف از آن بيان اهميت زكات است
دو نمونه از اطناب زيادت در قرآن :
وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ
« 2 »
و خدا گفت دو تا خدا اتخاذ نكنيد .
در اين آيه ذكر كلمه « اثنين » يك اطناب است و دوگانه بودن از كلمه « الهين » به دست مىآيد و اينكه مجددا دوگانه بودن تكرار مىشود يك نوع تاكيد است و فايدهء آن اين است كه اتخاذ دو خدا به خاطر همين دوتا بود نشان ممنوع است و دوتائى در اينجا موضوعيت دارد .
هامش
( 1 ) - سوره فصلت ، آيه 7 .
( 2 ) - سوره نحل ، آيه 51 .