مىديدى و چون اين عبارت از سياق جملات قبلى روشن است و لذا حذف شده و لزومى به ذكر آن نيست .
دو نمونه از ايجاز قصر در آيات قرآنى :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى
« 1 »
خداوند امر مىكند به عدل و احسان و پرداختن به خويشاوندان
در اين آيه چيزى حذف نشده ولى از كلماتى استفاده شده كه بر معانى و مفاهيم بسيارى دلالت مىكند و در واقع با الفاظى اندك معانى بسيارى بيان شده است مثلا كلمهء عدل با اينكه سه حرف بيشتر ندارد ولى مفاهيم زيادى را دربرگرفته چون عدل در اينجا به معناى اعتدال و ميانهروى است و مىدانيم كه همه اخلاق پسنديده به عدل و ميانه روى برمىگردد همچنين شامل اعتدال سياسى و اجتماعى و اقتصادى نيز مىشود . بنابر اين با يك لفظ انبوهى از معنا و مفهوم اراده شده است .
« اطناب » هم مانند « ايجاز » دو نوع دارد يكى اطناب بسط و ديگرى اطناب زيادت . اولى با تكثير جملههاست به اين صورت كه با اضافه كردن چند مطلب مختلف به روى هم مطلب ديگرى تقويت شود ( بهطوريكه در مثالها خواهيم ديد ) دومى با زيادت كلمه يا جملهاى بخاطر تاكيد در مطلب كه خود اين نوع به اقسام زيادى تقسيم مىشود .
دو نمونه از اطناب بسطى در قرآن :
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ
« 2 »
كسانى كه عرش و اطراف آن را حمل مىكنند ، به ستايش پروردگارشان
هامش
( 1 ) - سوره نحل ، آيه 90 .
( 2 ) - سوره غافر ، آيه 7 .