كه هر قسمتى از آن به تنهائى غذاى كاملى براى روح انسانى است .
اساسا همانگونه كه بارها گفتهايم قرآن كريم مشابهتهاى عجيبى با عالم طبيعت دارد و همانگونه كه در كتاب تكوينى خدا يعنى طبيعت تنوع فوق العادهاى ديده مىشود و مجموعهاى روحنواز از اشياء مختلف و رنگها و طعمها و پديدههاى جوراجور در طبيعت در كنار هم قرار داده شده - كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست - در آيات و سور قرآنى نيز همان روش حاكميت دارد و تنوع مطالب ، هر نوع ذائقهاى را به سوى خود مىخواند و روح انسانى را تغذيه مىكند .
اين تنوع در بيان مطلب كسانى را وادار كرده كه براى قرآن تفسير موضوعى بنويسند و موضوعات گوناگونى را با توجه به مجموع آيات مربوطه يك جا مورد بحث و بررسى قرار بدهند .
با اينكه اين روش مىتواند از جهاتى مفيد و آموزنده باشد و بخصوص براى محققين دستمايهاى نيرومند گردد اما به نظر مىرسد كه تفسير قرآن نيز مانند خود قرآن باشد مناسبتر است و بهتر اينستكه تفسير قرآن به ترتيب آيات و سور پيش برود و همانند خود قرآن سفرهاى متنوع براى مراجعهكننده باشد .
نبودن اختلاف در مطالب قرآن
با وجود تنوع و گستردگى مطالب در آيات قرآنى كه در بحث پيش مطرح گرديد يكى از امتيازات و حتى وجوه اعجاز قرآن نبودن اختلاف و تناقض در ميان مطالب قرآن است .
با اينكه قرآن در هر موضوعى وارد شده و اظهار نظر كرده و يك مطلب را با عبارتهاى مختلف و گاهى با همان عبارت تكرار كرده ، در عين حال نمىتوان ميان دو مطلب از مطالب قرآنى تناقض پيدا كرد .
يك بشر هر اندازه هم در فنى متخصص باشد وقتى كتابى را در فنى تأليف مىكند در صورتى كه فصول كتاب را در ازمنه مختلف بنويسد ، متخصصان ديگرى كه به