وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
« 1 »
و اگر در آنچه كه به بنده خود نازل كردهايم ترديد داريد ، پس سورهاى مانند آن را بياوريد و گواهان خود را جز خدا بخواهيد اگر راست مىگوئيد و اگر نكرديد و هرگز نخواهيد كرد پس بترسيد از آتشى كه سوخت آن مردم و سنگ است و بر كافران آماده شده است .
در اين دو آيه اخير كه اولى مكى و دومى مدنى است قرآن تنها با يك سوره تحدى كرده و آنان را به مبارزه و معارضه طلبيده است و در دنباله آيه دوم پيشبينى كرده است كه آنها هرگز نخواهند توانست كه سورهاى مانند قرآن را بياورند و اين خود دو معجزه است يكى عجز بشر از آوردن مانند قرآن و ديگرى درست بودن خبر غيبى قرآن دائر بر اينكه مردم هرگز دست به چنين كارى نخواهند زد و همه ما به خوبى مىدانيم كه تاكنون هيچ فرد يا گروهى نتوانستهاند سورهاى به اتقان و استحكام يكى از سورههاى قرآن بياورند .
در اينجا اين بحث مطرح مىشود كه چه چيزى باعث معجز بودن قرآن شده است چرا تاكنون هيچكس نتوانسته مانند آن را بياورد ؟ و يا اگر كسى هم مانند « مسيلمه كذاب » و « سجاح » جملاتى را آوردهاند ، جز رسوائى و خذلان براى خود نياوردهاند و خود را مضحكه ديگران قرار دادهاند و بالاخره وجه يا وجوه اعجاز قرآن چيست ؟
بحث درباره وجوه اعجاز قرآن هم در كتب كلامى آمده و هم در تفاسير و كتب مربوط به علوم قرآن عنوان شده است و اين مسئله به لحاظ اهميتى كه دارد مورد توجه خاص صاحبنظران قرار گرفته است و با وجود اينكه اين موضوع از ديرباز بهطور تفصيل محل بحث و بررسى واقع شده ، هنوز هم زمينه براى بحثهاى بيشتر موجود است و بطوريكه خواهيم ديد متأخران وجوه جديدى را عنوان كردهاند كه در كلام
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيات 23 و 24 .