هاء سكت
سكت ( بفتح اول و سكون دوم ) يعنى سكون - حرف « ه » در آخر بعضى كلمات ، به جهت حفظ حركت حرف آخر ، الحاق مىشود كه هاء ضمير نبوده و جزء مادهء كلمه هم نميباشد و آن را هاء سكت گويند و در حال وقف يا وصل همواره ساكن است و اشباع آن به علت سكون جايز نيست .
هفت موضع مشروحهء زير در قرآن مجيد داراى هاء سكت است و در رسم الخط قرآن نيز نگاشته شده و براى اينكه با هاء ضمير ، مشتبه نشود روى آن سكون گذاردهاند :
لَمْ يَتَسَنَّهْ
( فاسد نشده - آيهء 259 سورهء بقره ) -
اقْتَدِهْ
( اقتداء كن - فعل امر حاضر از باب افتعال است - آيهء 90 سورهء انعام ) -
كِتابِيَهْ
( نامهء عمل مرا ) -
حِسابِيَهْ
( حسابم ) -
مالِيَهْ
( مالم ) -
سُلْطانِيَهْ
( اقتدارم ) هر چهار كلمه در سورهء الحاقة -
ما هِيَهْ
( چيست آن - آيهء 10 سورهء القارعة ) .
حمزه و كسائى كلمهء اول و دوم را در وصل ، بدون هاء سكت و باقى قراء در وقف و وصل ، با هاء سكت خواندهاند .
حمزه كلمه سوم و چهارم و همچنين كلمهء آخر را هنگام وصل ، بدون هاء سكت و ساير قرائت در وقف و وصل ، باثبات هاء قرائت كردهاند .
تبصره - ضمائر مفرد مذكر و مونث غايب منفصل ( هو - هي ) را بعضى بسبب اينكه مبنى بر فتح ميباشند با حركت فتحه وقف ميكنند و برخى به علت اينكه فقها و علماى علم قرائت ، وقف به حركت را جايز نميدانند به سكون وقف مينمايند و دستهاى ( بزّى و يعقوب ) براى حفظ حركت بنائى به آخر آنها هاء سكت الحاق سازند تا نظريهء دستهء اول و دوم تأمين شده باشد و « هوه - هيه » خوانند ليكن وقف به سكون و بدون الحاق هاء سكت شهرت استعمال دارد و ملاك قرائت محسوب است .