عيسى بن عمر كلمات مذكوره و امثال آن را در حال وصل ، بضم هاء و ميم مانند « يوفّيهم » قرائت كرده .
ابن اسحق و عيسى ثقفى كلمات نامبرده و نظائر آن را در برخى موارد هنگام وصل ، بضم هاء و ميم و الحاق واو مانند « بأيديهمو » خواندهاند .
بقيهء قراء در تمام قرآن برابر رسم الخط قرآن قرائت نمودهاند كه بهتر همين طريقه است .
سيبويه نحوى معروف ايرانى معتقد است چنانچه ما قبل هاء ، كسره يا « ى » باشد حرف هاء ، مكسور خواهد بود مانند من تحتهم - فيهم .
اختلاس
اختلاس يعنى ربودن بعجله و ضد اشباع است و در اصطلاح تجويد ، ربودن و استعجال در حركت است هنگام تلفظ ، بقسمى كه نه متحرك و نه ساكن گفته شود بدين معنى كه ربودن ثلث حركت ضمه و كسره و باقى گذاردن دو ثلث ديگر را در حال وصل ، اختلاس گويند و در اين حال ، آن كلمه با صوت خفى ادا مىشود و در اختلاف قرائات به كار ميرود مانند :
1 -
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ
( زود باشد كه خدا تو را از ايشان كفايت كند - آيهء 137 سورهء بقرة ) كه ضمهء هاء كلمهء آخر اختلاس مىشود .
2 -
نِعِمَّا
( خوب چيزى است - آيات 271 سورهء بقرة و 58 سورهء نساء ) كه در اصل « نعم ما » بوده و ميم اول ، ساكن و در دوم ادغام شده و براى رفع التقاء دو ساكن « عين - ميم » ، ساكن اول را كسره دادهاند و كسرهء عارضى « عين » را ابو عمرو و قالون و ابو بكر باختلاس خواندهاند .
3 -
لا تَأْمَنَّا
( از ما ايمن و خاطر جمع نيستى - آيهء 11 سورهء يوسف ) كه در اصل « لا تأمننا » بوده و نون اول ، ساكن و در دوم ادغام شده و عاصم ضمهء نون