يا مضموم باشد تفخيم ميگردد زيرا خود و ما قبلش حركتى ندارد و پيرو حركت ما قبل ما قبل است مانند :
الْفَجْرِ
-
نَصْرُ
-
يَسْرِ
-
شَكُورٍ .
ليكن در كلماتيكه حرف ما قبل آخر آنها « ى » باشد چون حرف مزبور بمنزلهء دو كسره است بعضى قراء از جمله ورش براى سهولت تلفظ ترقيق را جايز دانستهاند اما بهتر تفخيم و طريقهء كلى است مانند :
خَيْرٌ
-
غَيْرِ
-
طَيْرٍ .
4 - راء ساكنى كه ما قبلش حرف مستعليهء ساكن و حرف ما قبل هر دو ساكن ، مكسور باشد تفخيم مىشود و بعضى ترقيق را نيز جايز دانستهاند اما طرف تفخيم قوى است زيرا راء حرف مفخّمة است و ما قبلش نيز حرف مستعلية مىباشد مانند :
مِصْرَ
-
الْقِطْرِ .
5 - راء ساكن ما قبل مكسور كه كسرهء آن عراضى باشد براى متمايز شدن از كسرهء لازم ، تفخيم ميگردد مانند :
أَرْحَمُ
-
ارْجِعُوا
-
رَبِّ ارْجِعُونِ
-
أَمِ ارْتابُوا
-
الَّذِي ارْتَضى
-
إِنِ ارْتَبْتُمْ .
6 - راء ساكن ما قبل مكسور كه بعد از آن ، يكى از حروف مستعلية قرار گيرد تفخيم مىشود زيرا كسرهء ما قبل ، مقتضى ترقيق و حرف مستعلية ، موجب تفخيم است و به علت تعارض بين ترقيق و تفخيم ، هر دو ساقط و اصل تلفظ حرف راء كه تفخيم است انجام مىشود مانند : إرصاد -
لَبِالْمِرْصادِ
-
قِرْطاسٍ
-
مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ
( آيه 122 سورهء توبه ) .
ولى در جملهء :
كُلُّ فِرْقٍ
( هر پارهاى از آب دريا - آيهء 63 سورهء شعراء ) ترقيق راء نيز جايز است چه در ميان دو كسره واقع شده .
تبصرهء 1 - تفخيم و ترقيق راء در موارد وقف به سكون يا اشمام بايد رعايت شود مانند :
خَيْرٌ
-
شَكُورٍ
-
بَصِيرٌ
ليكن هنگام وقف به روم كه در حكم وصل است ، راء مضموم ، تفخيم و مكسور ، ترقيق ميگردد مانند :
غَيْرِ
-
نَصِيرٍ .
تبصرهء 2 - تفخيم و ترقيق راء مشدّد ، بيشتر تابع حركت آنست زيرا اوّلى ساكن و دوّمى متحرك است مانند :
الرَّسُولُ
-
الرِّبا .