قرآن كريم در تمثيلات خود از : مؤمن و كافر ، زنده و مرده ، بنده و مولى ، انسانهاى كور و كر و گنگ ، عجوزه ، شخص تشنه ، عنكبوت ، پشه ، مگس ، سگ ، گوسفند ، الاغ ، گورخر ، شير ، دانه ، سنبله ، گياه ، كشتزار ، باغ ، زمين شورهزار ، آب و آتش ، باد ، خاك ، خاكستر ، باران ، سنگ ، درياى موّاج ، سراب ، كف ، سوزن ، پشم ، چراغدان ، رعد و برق ، تاريكى و روشنائى و . . . ياد كرده است ، كه از اين جنبه مىتوان تمثيلات قرآن را به نمايشگاهى تشبيه نمود كه در آن از تمام مظاهر طبيعت ، و از جلوههاى آفاق بيكران هستى ، نمونههائى چند را در معرض ديد آدمى قرار داده و از اين راه وى را به تعقل و انديشه و پند گرفتن از اين همه شگفتيها فراخوانده است .
وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
« 1 »
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
. « 2 »
از سوى ديگر ، تمثيلات قرآن - همانند ساير آيات قرآن - تنها دربردارنده يك مفهوم محدود و مشخص نبوده و يا منحصر به افراد ، گروهها يا قبائل يا محيطى خاص ( مانند جزيرة العرب ) نمىگردد بلكه قرآن كريم - مطابق آيات فوق الذكر - مخاطبين تمثيلات خود را تمامى مردم از هر طبقه و گروه دانسته و شعاع تعاليم خود را چون خورشيدى عالم افروز بر همگان پرتو مىافشاند .
يكى از قرآن پژوهان معاصر به نام دكتر احمد ياسوف در اين باره مىنويسد :
« قرآن از تعابير عامّى بهره گرفته كه تنها شامل يك محيط خاص و محدود نمىشود و از نظر دلالت آشنا و قابل فهم است و در مرأى و منظر همگان است .
به عنوان مثال : « سنگ » در طول تاريخ ، چه در نزد عرب و چه در نزد ديگران همواره مظهر سختى و نفوذ ناپذيرى بوده است ، لذا چنانچه دلهاى كفّار از نظر قساوت به سنگ تشبيه شود اين تصوير در همه اذهان و براى هميشه نقش مىبندد . همانگونه كه « دريا » همواره مظهر مهابت و وسعت ، و « خاكستر » مظهر سبكى و پراكندگى بشمار آمده ، و قرآن
هامش
( 1 ) . زمر / 27 : ما براى مردم در اين قرآن از هر نوع مثلى زديم ، شايد متذكّر شوند .
( 2 ) . حشر / 21 : اينها مثالهائى است كه براى مردم مىزنيم ، شايد در آن بينديشند .