تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
و يا :
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
« 1 » كه معناى « قول ثقيل » بودن قرآن و « علم لدنّى » بودن آن ، براى تودهء انسانها به راحتى قابل فهم نيست ولى خداى متعال براى پى بردن انسانهاى متوسط به عظمت قرآن در قالب تمثيل مىگويد : اگر اين قرآن را بر كوهى نازل كنيم كوه را فروتن و از هم پاشيده مى يافتى .
لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 2 » در بسيارى از تمثيلات قرآن ، تشبيهاتى ظاهرا ساده و معمولى به كار رفته كه گاه همين سادگى و عاميانه بودند سبب مىگرديد تا مخالفين و معاندين اسلام ، اين گونه تمثيلات را دستاويز قرار داده و بدانها به ديدهء تمسخر نگريسته و مىگفتند : چگونه ممكن است خدايى كه آفريننده زمين و آسمان است ، به عنكبوت و مگس و حشرات و مانند اينها مثال بزند . قرآن در پاسخ آنها مىگويد :
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
« 3 » « اينها مثالهايى است كه ما براى مردم مىزنيم ، و جز دانايان ( كسى حقايق ) آن را درك نمىكند . » اهميّت و ظرافت مثال در بزرگى و كوچكى آن نيست ، بلكه در انطباق آن بر مقصود است . گاه كوچك بودن آن بزرگترين نقطه قوت آن است . فى المثل هنگامى كه سخن از تكيه‌گاههاى سست و بىاساس است ، بايد مثال را از تار عنكبوت انتخاب كرد كه بهتر از هر چيز مىتواند اين سستى و ناپايدارى و عدم ثبات
هامش
( 1 ) . نمل / 6 : به يقين اين قرآن از سوى حكيمى دانا به تو القا مىشود . ( 2 ) . حشر / 21 : اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم ، مىديدى كه در برابر آن خاشع مىشود و از خوف خدا مى شكافد ! اينها مثالهايى است كه براى مردم مىزنيم شايد در آن بينديشند ! ( 3 ) . عنكبوت ، 43 .
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 55 | حميد محمد قاسمى