« هر گاه من يكى از تمثيلات قرآن را مىخوانم ولى مفهوم ( و كنه و حقيقت ) آن مثال را در نمىيابم ، بر خود مىگريم ! » « 1 » آرى ، همانگونه كه محقّقين گفتهاند :
« مثالهايى كه در قرآن زده شده ، امور بسيارى از آنها استفاده مىگردد : تذكّر و موعظه و برانگيختن و بازداشتن و عبرت گرفتن و تقرير و نزديك نمودن مقصود به عقل ، و تصوير كردن آن به شكل محسوس . زيرا امثال معانى را به صورت اشخاص تصوير مىنمايند و در ذهن پايدارتر مىمانند و به خاطر اينكه ذهن با آن مثالها از حواس كمك مىگيرند ، و از اينجاست كه منظور از مثل تشبيه كردن پوشيده به آشكار و غايب به شاهد مىباشد ، و در مواردى امثال قرآن مشتمل بر بيان تفاوت پاداش است و بر مدح و ذم و بر ثواب و عقاب و بر بزرگ نمودن امرى يا كوچك شمردن آن و بر تحقّق يافتن چيزى يا باطل كردن آن مشتمل مىباشد . خداى تعالى فرموده :
وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَ
« 2 » كه با مثالهايى كه زده بر ما منّت نهاده ، به جهت فوايدى كه در بردارند . » « 3 »
* * * * *
3 - نقش تمثيلات قرآن در فهم معارف بلند الهى
از آنجا كه قرآن كريم ، كتاب تربيت انسان است و نورى است كه آنان را از ظلمات و تاريكيها خارج مىنمايد و بر كرانهء روشنايى رهنمون مىسازد ، « 4 » و آنها را به حياتى طيب و نيكو زنده مىسازد ، « 5 » با زبانى كه گويا زبان خودشان است و با بيان و كلامى كه در محاورات روزانهشان هم به كار مىبرند ، با آنان سخن مىگويد و حقايقى چون : توحيد
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، ج 4 ص 513 . به نقل از : امثال قرآن ، ص 128 .
( 2 ) . ابراهيم / 45
( 3 ) . الاتقان فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 412 . و همان را بنگريد در : البرهان فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 118 .
( 4 ) .كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ( ابراهيم ، 1 ) .
( 5 ) .فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً. ( نحل ، 97 )