احساس » نقش انطباق و اجراء را بر عهده دارد و هيچيك نمىتواند جايگزين ديگرى شود . . . » « 1 »
به اين ترتيب ، روى آوردن به روش عقلى محض بدون بهره جستن از نيروى وجدان و احساس چندان كارساز نبوده و قالبى است بدون قلب و بيشتر شباهت به سروكار داشتن فرد با اعداد و ارقام و محاسبات رياضى دارد ، كه در آن احساسات و عواطفى كه نقش محرّك و مهيّج آدمى را بر عهده دارند ، نقشى ندارد .
نكته شگفت و قابل تأمّل آن است كه قرآن در محيطى دعوت خود را آشكار ساخت كه مردم آن از نظر رشد فكرى و جنبههاى عقلى حظّ و بهره وافرى نبرده بودند ، و آداب و رسوم جاهلى و اعتقادات خرافى نيز تا اعماق روح آنها رسوخ كرده بود ، به گونهاى كه دست شستن از آيين و اعتقادات اجدادى براى آنها همچون دست شستن از جان شيرينشان بود .
آرى براى آنانى كه در طبيعتى بكر زندگى مىكردند و به پارهاى از پديدهها و مظاهر طبيعت به چشم تقدّس نگريسته و حتّى آنها را به عنوان خدايان خويش برگزيده و مانند علاقهء طفل شيرخوار به پستان مادر ، بدانها دل بسته بودند ، و براى آنانى كه به دور از تمدّنهاى درخشان آن عصر مىزيستند و با حكما و دانشمندان نشست و برخاست نداشتند ، براى چنين افرادى پرداختن به مباحث عقلانى و فلسفى محض و اثبات توحيد و ساير معارف الهى از راه براهين منطقى و استدلالهاى پيچيده فلسفى ، نقش بر آب زدن بود .
امّا قرآن كريم با استفاده از روش تصوير و ترسيم حقايق عقلى و معنوى در قالب امور محسوس و ملموس ، توانست تا بذر اعتقادات حقّه و معارف عاليه را در دلهاى ايشان پرورش دهد ، و بر اعماق احساسات آنها پنجه افكند و آنها را در برابر شكوه و عظمت
هامش
( 1 ) . منهج تربوى فريد فى القرآن ، ص 81 - 72 . به نقل از : ضرب الامثال فى القرآن ، ص 84 .